تعبیر خواب مار


تذکر مهم به تمامی خوانندگان و مراجعه کنندگان به سایت پیشگو فقط به تقاضاهائی که مشخصات خویش را مطابق فرمت سایت ارسال کنند پاسخ داده می شود.

خانمی 34 ساله و متاهل خوابهای خودش را به شرح زیر بیان کرده اند:در تعبیر خواب قبلی برای پدرم نظر شما درست بود ایشلن دچار مشکل مادی و روحی است.

1-خواب ديدم در اتاقي که ظاهرا مربوط به خانه ام بود اما با آن چه در واقعيت است تفاوت داشت. ايستاده بودم و با تعجب به کاناپه ي مبلي نگاه مي کردم که روي آن 4 يا 5 عدد مار سياه بود که همه داراي طول زيادي بودند و رنگ مشکي بسيار پررنگ و براقي داشتند. روي پشت تمامي آن ها سمبل هاي زيادي به رنگ طلايي وجود داشت البته جزئي از پوستشان بود ولي تا جائي که يادم هست يکي از سمبل هاي همه ي آن ها شبيه تاج شاهي بود. همه ي آن ها از روي پشتي کاناپه تا پايين آن آويزان شده بودند و پشتشان به سمت ديد من بود. خواهرم داخل شد و گفت اين مارها را براي تو پخته ام بخور خوش مزه است. من که خيلي ترسيده بودم گفتم نمي شد يک جور ديگري به من لطف مي کردي آخه من چه جوري اين ها را بخورم و حال تهوع به من دست داد. مهمان هم داشتم اول خواستم مارها را بريزم دور بدون اين که به خواهرم بگويم چون فکر مي کردم خطرناکند و هنوز زنده هستند. اما بعد گفتم نه بهتر است بگذارم در يخچال شايد کس ديگري بخواهد بخورد. به آن ها نگاه کردم و متوجه شدم يکي از آن ها نيست. با وحشت مي دويدم و مي گفتم اين ها زنده هستند و به ما آسيب مي رسانند…

دو خواب ديگر در رابطه با خانمي ديدم که آن ها را پشت سر هم و با فاصله ي چند روز ديدم. کمي نگران شدم. گفتم شايد علتي دارد که دو بار خواب ايشان را با فاصله ي نزديک ديدم.

اين خانم همسر يکي از آشنايانمان است که تازه ازدواج کردند و من هنوز ايشان را از نزديک نديدم فقط تعريفشان را شنيدم اگر لطف کنيد و اين دو خواب را هم در صورت امکان تعبير بفرماييد سپاسگزار مي شوم.

چند شب پيش خواب ديدم در منزل يکي از آشنايان هستم به همراه همسرم براي مهماني رفته بوديم. آقا 38 ساله هستند و تازه ازدواج کردند. به غير از ما مهمانان ديگري هم بودند. خانم آن شخص بسيار زيبا و خوش چهره بود اما برخلاف اعتقادات و ارزش ها ي مهم براي همسرش بدون روسري و با آرايشي زيبا در جلوي ديد همه ي مهمانان حاضر شد. يک کمي هم مضطرب و خجالتي بود. آن خانم نمي دانم چکار کرده بود که پدر شوهرش شروع به داد و بيداد کرد و ايشان مرتب عذرخواهي مي کرد و بعد دو عدد فرش حدود 6 متري را در يک قسمت از اتاق خانه که بسيار روشن بود و لامپ هاي پرنوري آن قسمت را مثل روز کرده بود، با شلنگ آب شروع کرد به شستن و آب کشيدن. متوجه شدم منزلشان سه طبقه است و در هر طبقه با وجود سالن بزرگ فقط يک فرش 6 متري وسط اتاق بود با يک ميز چوبي و ديگر هيچ. به طبقه ي سوم رفتم کمي کوچکتر از طبقات ديگر بود خانمي که ظاهرا مستخدم خانه بود دو سجاده نماز پهن کرده بود که کمي چروک بودند من خواهش کردم اجازه بدهد نمازم را بخوانم و بعد در يکي از سجاده ها نماز مغرب و عشا را خواندم. سپس به نزد ساير مهمان ها رفتم و به خانم مزبور در پهن کردن سفره و کشيدن غذا کمک کردم. همسرش آمدو سفره را به دو قسمت تقسيم کرد و گفت بايد جدا سفره بياندازيم . من و ساير مهمان هاي خانم سر ميز نهارخوري نشسته بوديم و ديس هاي پلو و ظرف هاي خورشت را آماده مي کرديم و به دست آقاي صاحب خانه مي داديم.غذاهايي که خانم پخته بود بسيار ظاهر بدي داشت و اصلا خوش طعم به نظر نمي رسيد. دلم مي خواست کمکش کنم تا آبرويش نرود غذا هارا در ديس حرکت مي دادم ظاهرش درست مي شد اما تا مي خواستندآن را در سفره بگذا رند باز وارفته مي شد بعد آن خانم ظرفي پر از آلوي سياه پخته و چيزهاي ديگر به من داد تا روي پلوهايش را تزيين کنم و من اين کار را کردم ، روي برنج ها دارچين زيادي ريخته شده بود …

خواب بعدی را چند شب بعد از آن ديدم. خواب ديدم همسر آن خانم به همراه مادرش و تعدادي از بستگانش در منزل مادرم ايستاده اند. همه ي خانم ها چادر مشگي پوشيده بودند و نگران بودند. آن آقا بسيار عصبي و ناراحت بود و از عصبانيت بالا و پايين مي رفت. يک نفر پرسيد چه شده ؟ گفت خانمش با خواهرش يا شخص ديگري رفته مسجد جمکران تا نذر صلواتش را بدهد و هنوز برنگشته و اين قدر که به صلوات اهميت مي دهد به همسرش و اين که زود بايد به خانه برگردد اهميت نمي دهد. من آن خانم را مي ديدم که در جمکران است و چادر مشکي زيبايي به سر دارد و روي خود را هم محکم گرفته است. ( برخلاف خواب قبلي که ايشان بدون پوشش مناسب بود) من به خودم گفتم خوش به سعادتش که نذر صلوات در جمکران دارد و آن را ادا کرده چرا اين آقا ناراحت است. بعد ديدم تعداد زيادي پارچه ي لباس روي هم گذاشته ام و بريده ام اما آن ها را ندوخته ام. پارچه هاي بريده شده را جمع کردم و با ناراحتي آن را به کناري گذاشتم. لازم به ذکر است من اصلا خياطي نمي کنم و از خياطي کردن خوشم نمي آيد.

چنانچه صلاح دانستيد اين دو خواب را هم لطف کرده تعبير بفرماييد. از محبتتان پيشاپيش تشکر مي کنم.

پاسخ: مجموع سه خواب شما نشان از اختلاف پنهان و بعضا» آشکار شما در ميان فاميل خودتان و نیز در میان شما و خانواده شوهرتان دارد. مارهاي سياه و تقريبا مرده نشان از کدورت و نوعي دشمني و رابطه بد است .پشت کاناپه يعني از ديد به دور و همراه با ظاهر سازي و مخفی کاری در اختلاف. بايد اختلاف را از بين ببريد والا زياد ميشود.نشانه طلايي يعني ظاهر سازي و مار خوش خط وخال.

شما دچار تضاد در خودتان هستيد با اين خواب به شما تذکر داده اند که اساساو فقط و فقط خداوند از باطن افراد خبر دارد اي بسا فردي با ظاهر نامطلوب در نزدخداوند داراي ارج و مقام است واي بسا افرادي با ظاهر خوب و موجه از درون و باطن چنان خراب و فاسد که در اعماق جهنم باشند. شما در رابطه با خانواده شوهرتان احساس دوگانه و متضاد داريد بايد صادق و يکرنگ باشيد .جانماز چروک خوب نيست نشان از دل چرکين شما دارد. دين آن نيست که در زبان و لباس و ظاهر است ايمان قلبي مهم است ايه صريح قرآن است که قالت الاعراب آمنا ..شما عقايد خاصي داريد از جمله ظاهر بيني و يا اعتقاد به جمکران؟ امام ع در همه جا به اذن خدا مي توانند باشند.اما اين بنده با دانشي که دارم اساسا» فکر نمي کنم ايشان در آن جا بروند بزرگان در دين رفتار مشابه افراد عادي ندارند و چرا شما؟ حداقل در مقام مقايسه شما حضرت معصومه و امام رضا را فراموش مي کنيد؟ چرا از خدا مدد نمي خواهيد که از رگ گردن به شما نزديک تر است؟

اما جون شما به آن مکان توجه و علاقه داريد آن خانم را در آنجا نشان دادند تا دلتان را صاف کنيد نه با آن خانم بلکه باتمام بندگان خدا قران را بادقت بخوانید که در آن آمده است که بسياري از سوء ظن ها گناه است و دل را وروح را سياه ميکند.هميشه به ياد داشته باشيد آدمها چه خوب و چه بد همه و همه بندگان خدا هستند و خدا همه را آفريده و همه را دوست دارد. و وظيفه بنده نيست به صرف برخي تصورات خود را بهتر و از ديگران بالاتر بداند .يا در نظر و عمل از انها دوري کند يا انها را بد بشمارد.در عين مرافبت از منافع خود که سرتان کلاه نرود بايد به همه خوشبين باشيد. اگر مي خواهيد قضلوت کنيد ببينيد دست کسي به جان و مال و ناموس و آبروي ديگران دراز شده و ظلم فاحش کرده؟ يا نه ؟

به ظاهر هيچ انساني حکم نکنيد زيرا خدابه انها جان و روح داده مگر خدا قادر نيست همه را يک شکل و يک جور کند؟ چرا نکرد؟ و شما هم به خواست خدا چقدر توجه داريد؟ يا انکه مثل برخي حضرت عباس را از خدا بالاتر مي دانيد.لباسها به شما تذکر ميدهد کارتان ابتر است . مومن بايد عيب مومن را هم ديد نبيند بپوشاند نه آن که جاربزند و تشييع فاحشه کند تازه به فرض که جرم او اشکار هم باشد نه اين چيزها که شما بد ميدانيد.اختلاف و شک و بددلي را از خود دور کنيد.

مشاوره دادن وپیشگوئی آینده جهت رفع مشکلات

استخاره

تعبير رويا

درمان بيماری ها

رویا و تعبير خواب

با عضويت در خبرنامه پيشگو هر روز مطالب جديد به آدرس ايميل شما ارسال ميگردد.

 

در نظر سنجی پیشگو برای بررسی میزان وسطح اعتماد در جامعه شرکت کنید

قبلا” از همکاری و قبول زحمت شما در پرکردن این پرسشنامه سپاسگذاریم(برای پر کردن پرسشنامه نظر سنجی به اینجا مراجعه کنید.)

About these ads
  1. مرضیه
    فوریه 22, 2008 در 19:25

    سلام
    خواب دیدم که در منزل هستم ولی ناگهان مار بزرگی که قصد آسیب رساندن به من را داشت ظاهر شد من فرار کردم ولی بعد به خانواده ام اطلاع دادم همه جای خانه راگشتیم ولی پیدایش نکردیم.خانواده به من میگفتند حتما خیالاتی شدی که ناگهان برادرم در یک چمدان را باز کرد من مار را که حالابزرگتر هم شده بود ومثل اژدها بدون تکان چنبره زده بود دز چمدان دیدم برادرم آن را نمیدید ودستش را مستقیم بطرف آن برد که من بلافاطله چمدان را که قدیمی ومستعمل هم بود بستم و لی احساس میکردم حالا که انقدر قوی است میتواند چمدان را هم پاره کند وبیرون بیاید.دورش را طناب پیچ کردم ومیخواستم ببرم آن را داخل دره ای بیندازم که از خواب بیدار شدم.لطفا بگویید تعبیرش چیست
    پاسخ,تعبیر ان را در شک و ترس و احساس ناامنی در سوال قبل گفتیم

  2. Saeedeh
    آوریل 19, 2008 در 13:05

    سلام
    من خواب ديدم لباس سفيد خيلي لطيف و زيبايي به تن دارم و چادر مشكي به سرم كردم

    بعد از آن دو مرتبه ديگر هم خواب ديدم كه چادر مشكي به سر دارم.

  3. ر-احمدی
    آوریل 27, 2008 در 21:55

    لطفا خواب مرا تعبیر کنید.
    خواب دیدم که در منزل پدرم هستم و تمام خانه کاملا مفروش بود با فرشهای قدیمی سرمه ای رنگ (که لازم به ذکر است این فرشها را بخشیدند ) حال روی تمام این فرشها فرشهایی یک مدل آبی رنگ و زیبا که 5 عدد بودند پهن کرده بودند و تمام آنها نو بودند. من رفتم سراغ فرش سالن که صافش کنم دیدم خیلی کوچک تر از فرش قبلی است و کاملا فرش قبلی را نمی پوشاند. و تقریبا نصف فرش قبلی بود در صورتی که از دور کاملا یک اندازه به نظر می رسید. بقیه خواب را کاملا یادم نیست
    پاسح.
    رابطه شما با خانواده پدری تا حدی مشکل دارد
    اگر نویسنده خانم باشد.

  4. سپتامبر 20, 2008 در 13:34

    خواب 1
    2 روز پیش خواب دیدم داخل یک جنگل سر سبز هستم و یک قارچ خیلی بزرگ اونجا بود قبلا در مورد این قارچ شنیده بودم که خواص زیادی دارد و خیلی خوشمزه است و اینکه هر که بخواد این قارچُ بکنه از کنارش مار میاد بیرون خلاصه این که اون قارچُ دیدم ولی نچیدیدمش از خواب پریدم بعد به مدت چند ثانیه کوتاه که به خواب رفتم خواب دیدم از روی تنه درختی که افتاده بود میخواستم رد بشم که در همین لحظه یک مار که حدودا 60-70 سانتی متر بود از جلوم رد شد بعد از چند لحظه از شاخه ای که بالای سرم بود داخل لباسم شد و دور کمرم داشت می پیچید که از ترس اینکه بخواد نیشم بزنه از خواب پریدم

    خواب 2 ((2روز از خواب قبلی گذشته بود که این خوابُ دیدم))
    امروز هم خواب دیدم که شب بود عموم با بچه هاش اومده بودن در خونه که از پشت پنجره نگاه کردم دیدم یه دسته گل دست عموم هست یه دسته گل هم دست پسر عمو بزرگمه و یه دسته گل دیگه هم بود اما یادم نیست دست کی بود. همون وقت که از پشت پنجره این وضعیتُ دیدم به دلم افتاد که پسر عموم میخواد بیاد خواستگاری من ((البته من پسر عمومُ خیلی دوست دارم ))
    از دختر عموم که پرسیدم این دسته گلا واسه چیه گفت یکیش واسه خونه ای هست که تازه خریدید و یکی دیگش هم برای تو هست خلاصه بعد از این حرف ها صدای آهنگ به گوشم خورد که خیلی صداش بلند بود رفتم که یواشش کنم که دختر عموم بهم گفت نه یواشش نکن تو باید خوشحال باشی امشب شب خواستگاری تو هست بعد از این حرف دیدم پسر عموم از داخل کوچه اومد طبقه دوم توی اتاق من یک لحظه که دیدمش انگار همه دنیارُ به من داده بودن خلاصه با صحبت کردیم در مورد همدیگه و بعدش هم رفتم پیش زن عموم ((که احساس میکنم اصلا چشم دیدن من نداره)) خیلی تحویلم گرفت و خوشحال بود و بقیشُ یادم نیست

  5. سیما
    اکتبر 31, 2008 در 09:43

    سلام لطفا جواب را به پست الکترو نیکی من ارسال کنید.
    سلام مادرمن خواب دیده که در اتاقی هست که یک عالمه بچه مار در ان هست وسه مار بزرگ به رنگ سفیدو سیاه وقرمز در بین ان هاست ودر را می بندد لطفا تعبیر ان را بگویید

  6. elena
    نوامبر 9, 2008 در 18:15

    سلام لطفا جواب را به پست الکترو نیکی من ارسال کنید.
    مادر من خواب دیده که برادرم یک پیراهن مشکی پوشیده و بالای ارتفاع ایستاده است

  7. Rasool
    نوامبر 15, 2008 در 01:40

    سلام . من دقيقا هفت مرتبه است كه خواب ميبينم همسرم روبروي من ايستاده و در حال كوتاه كردن موي سر من است و مرتب مي خندد . معلوم نيست دقيقا به چي مي خندد . اين در حالي است كه من نشسته ام و طنابي به دور گردن من انداخته شده . حالت من در خواب معمولي است و اجبار و تحميلي براي اين كار وجود ندارد . وسيله اي كه با آن موي سرم كوتاه ميشود را هرگز نديده ام . لطفا راهنمايي ام كنيد تا بدانم تعبير خوابم چيست و مرا از نگراني در بياوريد . ممنون .

  8. سه قلوها
    نوامبر 22, 2008 در 14:56

    سلام لطفا جواب را به پست الکترو نیکی من ارسال کنید
    من در خواب دیدم با مادر و خواهرم در خانه ای هستیم که در حیاط خانه پر از مار با شکلها ورنگهای مختلف است مادرم گفت اینها از در خانه که شیشه ندارد وارد می شوند ما بعضی ها کشتیم اما یک مار بسیار بزرگ بود که ادمها را می خورد ما نتوانستیم او را بکشیم . لطفا راهنمايي ام كنيد تا بدانم تعبير خوابم چيست و مرا از نگراني در بياورید چون قبلا هم خواب مار دیده ام و اختلافی با یکی از فامیلها پیش امد . با تشکر .

  9. مهناز
    نوامبر 23, 2008 در 09:39

    سلام و خسته نباشید
    من در خواب ماری بسیار بزرگ را دیدم که طولی حدود 5-6 متر داشت که از سقف بلندی به سمت ما پرواز کرد و سپس به مغازه ای که در نزدیکی ما بود رفت .
    وقتی به همراه عموی خود به آن حجره رفتم شخصی ان را کشته بود و چشم هایش را کور کرده بود .
    ما که رسیدیم شکمش را پاره کرد و من در شکمش دنبال چیزی می گشتم اما زیاد مهم نبود
    بعد از آن حجره بیرون آمدیم که در همان سقف بلند چندین مار دیدیم که خیلی کوچک بودند و وقتی یکی از آنها پایین افتاد دیدیم که اندازه یک موش هستند و یک گربه یکی از آنها را خورد .
    که دوستم مرا از خواب بیدار کرد .
    لطفا اگر فنی در این زمینه دارید خوابم را تعبییر کنید .
    مرسی

  10. maryam
    نوامبر 24, 2008 در 11:54

    salam man 4 bar ast khab mibinam shohar khaharam be khoone ma miad va man ba oon be khiaboon va biroon mikham beram va har dafe baraye kharide chizi dar hali ke khaharam hast vali oon ba ma biroon nemikhad bia lotfan khabe mara tabir konid

  11. راد
    دسامبر 7, 2008 در 15:58

    سلام

    خواب ديدم ماري به رنگ زمين و بلند در حال خزيدن است و مار من را به وحشت انداخته بود چند ضربه به مار زدم كه تاثير نكرد ولي بالاخره جلو رفتم و مار را با ضربه خودكارم كه به سرش زدم و سرش سوراخ شد و سرخودكار از آن طرف سر مار بيرون امد موفق شدم بكشمش

  12. دسامبر 23, 2008 در 17:56

    خواب دیدم سربریده شده یک مار را به دو قسمت کرده یک قسمت آن را خوردم خیلی تلخ بود و پوست و کمی از گوشت آ« را بیرون انداختم ویک قسمت آن باقی ماند

    • دسامبر 26, 2008 در 08:39

      با دوستان مروت با دشمنان مدارا

  13. farid favaedi
    دسامبر 26, 2008 در 13:15

    خواب ديدم تسبيحم پاره شده ولي دانه ها پخش نشد و تسبيح دستم هنوز بود.
    لطفا خواب مرا تعبیر کنید.

  14. دسامبر 27, 2008 در 09:55

    دیشب خواب دیدم چند تا مار در اتاق خواب من و خواهرم هست.من و خوانواده ام قصد بیرون کردن انها را داشتیم.که یکهو مارها گم شدند.

  15. فرزانه
    ژانویه 2, 2009 در 09:39

    سلام
    حدور7 الی 8 ماه پیش خواب دیدم که سرکلاس درس هستم به نظرم امد که فوق لیسانس قبول شده ام. بعد سرکلاس اجازه گرفتم تا به دستشویی بروم ازکلاس که بیرون رفتم حیاط بسیاربزرگی بود که مثل میدان جنگ بود تمام حیاط خاک و سنگ ریزه بود و حمله های هوایی صورت می گرفت.من درازکشیدم روی زمین وسرم را لای دستانم قائم کردم بعد که هواپیما رفت به سمت دستشویی رفتم خواستم ازآب سرد کن آب بخوردم که دیدم یک مارسیاه بزرگ که زبانش دائم بیرون می آمد از آب سرد کن آویزان است(مارکاملا سیاه بود وهیچ خط وخالی نداشت.)و من از خواب پریدم.
    با تشر ازشما

  16. فرزانه
    ژانویه 2, 2009 در 09:52

    سلام
    چند ماه پیش یکی ازدوستانم خوابش را برای ما تعریف کرد اما تعبیری نیافتیم. اوخواب دید که یک ظرف پرازماهی قزمزکوچک دستش است که هرچه ماهی ها را ازظرف خالی می کند بازهم پرازماهی می شود.درظرف یک ماهی سیاه کوچک است که ازاومی خواهم ولش کند تا برود و بااوکاری نداشته باشد.
    باتشکر

  17. محمّد
    ژانویه 4, 2009 در 11:31

    خواب دیدم من در کو یری بسیار وسیع هستم . و مردی به شدّت و پشت سرهم بر روی سرو

    دستم آب می ریزد ومی شو ید من هم لباس نازکی پوشیدم ودر کف کو یر دراز کشیدم و با

    هر آب ریختن می خندم لطفا خوا هشن تعبیرش را به ایمیلم بفرستید.

    با تشکّر از سایت عالی تان

  18. ژانویه 8, 2009 در 10:23

    خواب دیدم که با یه دختری خیاط پرده دوز ، که از راهی نسبتا دور است ازدواج کردم ، لطفا تعبیرش چیست ؟ لطفا تعبیرش را ایمیل کنید .

  19. مینا
    ژانویه 20, 2009 در 14:06

    با سلام ،من تقریبا» 3سال می باشد با پسری به نام حمید دوست هستم و خیلی بیشتر علاقه از طرف من می باشد . تقریبا»2هفته قبل از محرم حمید خواب دید که من و او در خانه قدیمی مادر بزرگش با هم بحث می کردیم خواهر حمید هم در خانه مادر بزرگ بود . تا این که بحث ما بالا گرفت و حمید با چاقو سر من را لب حوض حیاط از بدنم جدا کرد ،و هیچ خونی هم ندید و خیلی این خواب از اول تا آخر واضح و مشخص بود و هم طولانی به گفته خود حمید ، آنقدر واضح بود که بعد از بیدار شدن تا نیم ساعت فکر می کرد که خواب راست بوده و گیج بود ، تا این که پس از مشورت با خواهر حمید تصمیم می گیرند سر مرا در آشپزخانه و بدنم را در حیاط خانه مادر بزرگ چال کنند ، توی خواب، حمید خیلی عذاب وجدان داشت و خواهر او هم همه چیز را از گردن حود ساقط می کرد و حمید را کلا» مقصر می دانست .نزدیک 2 روز حمید به خاطر این خواب ناراحت بود به طوری که وقتی یادآوری می کرد خیلی خیلی عصبی می شد و هنوز هم خواب را تماما » یاد می کند چون خیلی واضح بود . خواهشمند است اگر امکان دارد این خواب مرا تعبیر کنید چون می دانم که حتما» تعبیری دارد که نشان از هشدار یا زنگ خطری می باشد ، خیلی ممنون و سپاسگذار

  20. asari
    ژانویه 26, 2009 در 09:16

    خواب دیدم مادر بزرگم که مرحوم شدند دندان مصنوعی شان را به من دادند و من آنها را در دهانم گذاشتم که از آن استفاده کنم.
    لطفا تعبیرش را به ایمیلم بفرستید

    با تشکر

  21. فوریه 1, 2009 در 09:23

    ضمن عرض ادب و احتارم و سپاس بیکران نسبت به تعبیر خواب حقی..

    دوست گرامی من خواب دیدم ماری در تومبان ( در شورت ) بنده آرام آرام میرود و وقتی رسید آنجا همانجا ماند و آرام خودش را تکان میداد بدون اینکه نیش بزند یا آزاری برساند هر چند لحظه زبانش را بیرون میاورد و نگاهی میانداخت.. گویی از اینکه در انجاست رضایت دارد و نمیخواهد برود بعد من که از ترس در خواب داشتم سکته میکردم آرام آرام میخواستم مار را بگیرم و از شورت خود بیرون بیندازم او هم آزاری به من نمیرساند اما من از ترش نیش یا ازار او وقتی دستم را سمت مار بردم تا بیرون بیاورمش .. با دلهره از خواب بیدار شدم این موضوع مرا سخت درگیر خود ساخته .
    بنده نوازی فرمائید و جواب من را بدهید…

    با احترام

  22. ashraf
    فوریه 4, 2009 در 00:45

    - نام : اشرف ،نام پدر: حبیب الله، نام مادر: سکینه، سن 43 سال، وزن: 67 ،قد: 158 جثه و هيکل: متوسط . ریز نقش، رنگ چشم : قهوه ای، رنگ پوست: سرخ و سفید شکل بيني ،کوچک ،شکل صورت: گرد، رنگ موها :بور 1- شکل و حالت موها: صاف و کمی بلند، علامت مشخص کننده در صورت يا بدن : خالی در بدن
    تشريح درخواست خويش: تعبیر خواب
    خواب دیدم که همراه مادر و خواهرم درحیاط خانه ای قدیمی که شبیه خانه یکی از اقوام مان بود هستم و آن خانه پر از درخت های میوه هست. در میان برگ های آن درختان به جای شکوفه لامپ های بسیار ریزی که به اندازه یک شکوفه و شاید کوچکتر بود وجود داشت. این لامپ ها در حال روشن شدن بودند و من یکی پس از دیگری آنها را می دیدم که روشن می شوند من از یکی از این درختان بالا رفتم تا ببینم اینها چه درختانی هستند میوه اولین درخت را خوردم و دیدم که درخت گیلاس هست گیلاس بسیار شیرین و پرآبی بود که وصف ناکردنی است و در کنار آن درخت سیب سرخ قرار داشت سیب هایی بسیار بزرگ و عالی که یکی از آنها گویی پوستش اندکی فرورفتگی داشت اما خراب نبود و بعد من به کمک خواهرم که زنی بسیار مؤمن است با چارپایه از درخت پایین آمدم و شروع به نگاه کردن به درختانی کردم که لامپ های کوچک آنها که در ابتدا خاموش بودند یکی پس از دیگری روشن می شدند. و با شادی به مادرم و خواهرم می گفتم اینها میوه های پاییزه هستند . ( من برای تعبیر خواب مبلغ 5000 تومان به حساب واریز کرده ام)
    در صورت امکان پاسخ را برایم ایمیل کنید. با سپاس
    پاسخ€:
    به كدام حساب واريز كرده ايد ما كه شماره حسابي نداريم

  23. فوریه 4, 2009 در 09:42

    سلام.من خواب خيلی کم ميبينم.ولی چند شب گذشته خواب ديدم توی اتاقم ميخوام بخوابمملی 2تا مار که يکی بزرگ و ديگری کوچک بود از توی فرش بيرون اومدن.رنگ مار کوچيکه آبی تيره بودولی رنگ مار بزرگرو خوب يادم نيست.مار کوچِکه 1بار بهم حمله کرد ولی بزرگه نه.ولی هِچک کدوم آزاری بهم نرسوندن

    • بهار
      مه 1, 2010 در 21:14

      با سلام- من چند شب در خواب مار كبري رو ميديدم كه ابي رنگ است و بسيار زيبا و من داعم ميرفتم در حياط خانه و به او نگاه ميكردم و ميديدم اون ميرود ارام در گوشه پشت يه بشكه و من هم در خواي نميترسيدم .اما بعد از چند برا ديدم كه ان مار ابي رنگ با يك ماره قهواي لاغر روي هم اند- نمدانستم دارن دعوا ميكنن يا عشق در ميكنن تا اينكه در خواب يكي رو بيدار كردم و اون مار ابي را كشت. بعد ما قهواي به دنبلا من در اتاقم امد و خواستم به او حمله كنم كه به من حمله كرد و من دندان هاي ترسناك او را ديدم و فرارا كردم و تا خواست مرا نيش بزند سرش لاي در گير كرد و من دندانهاي ترسناكش را ميددم در همين حالا از خواب بيدار شدم (اگه ميشه پاسخش رو برام ميل كنيند. چون متوجه نشدم جواب ها رو كجا ميزنيد

  24. گل ياس
    فوریه 11, 2009 در 19:25

    خواب ديدم يك ياكريم را كه در حال پرواز بود گرفتم برادرم به من توصيه كرد ياكريم را رها كنم من هم پس از ند ثانيه پرنده را رها كردم

  25. milo0sh
    مارس 3, 2009 در 13:47

    ba salam khedmate dostane aziz man chand shab pish khabi didam ke kheili dos dashtam kesi baram tabiresh kone az dotane aziz ajezane khastaram ke komakam konid ..chand shab pish man khab didam ke 7 ghav chag ro didam ke 7 ghave lagar onaro khordan va 7 sonbole sabz va 7 sonbole khoshk ro niz didam age momkene tabire khab ro be addrese postie man ersal konid moteshakeram

  26. هديه
    مارس 8, 2009 در 07:40

    سلام
    لطفا جواب را به پست الکترو نیکی من ارسال کنید
    همسرم خواب ديده كه ماري سياه و سبز به طرفش ميرفته كه من (زنش) مار را ميگيرم ولي بعد او را با مار ميترسانم و به طرفش ميبرم در حاليكه به من التماس ميكند كه اين كار را نكنم ولي من ادامه ميدهم كه يكمرتبه از خواب بيدار ميشود(من او را در حاليكه در خواب ناله ميكرد بيدار كردم)
    لطفا اگر هم براي برطرف شدن شر و بدي كه در اين خواب هشدار داده شده ميتوان كاري انجام داد راهنمايي بفرماييد. ممنون

  27. آوریل 4, 2009 در 00:36

    همسر من در خواب ديده آلت تناسلي من بدون خونريزي كنده شده و مثل يكي از اعضاي بدن به لرزه افتاده و جان داده
    لطفا تعبير آن را برايم بفرستيد
    متشكرم صالح
    پاسح:
    مشخصات نداه ايد ولي ظاهرا شما براي حل مساله جنسي تلاش زيادي داريد و … مي شويد اما همسرتان خسته و آزرده است و خودرا موفق نمي داند

  28. هادي سيار
    آوریل 7, 2009 در 09:43

    خواب ديدن مار خاكستري رنگ كه خودش را از دم مي خورد.

  29. مري
    آوریل 11, 2009 در 11:46

    دختري 23 ساله هستم خيلي به دفعات زياد مي بينم مراسم ازدواجم هستم و در حال جاري کردن عقد هستند ولي هيچ وقت چهره فردي که دارم با او ازدواج مي کنم را نمي بينم تعبير اين خواب چيست

  30. مري
    آوریل 11, 2009 در 11:48

    چند بار در خواب ديدم که ماهي زيبا و خوشرنگي دنبالم مي کنه تعبيرش چيه ؟

  31. بهاره
    آوریل 18, 2009 در 11:54

    سلام من خوابی دیدم که خیلی مرا بخود مشغول کرده خواهش میکنم پاسخ را به ایمیل من بفرستید.
    خواب دیدو در حیاط خانه ما چندین مار متوسط وجود دارند و بعد از اینکه من آهنا رادیدم یکی از مارها با سرعت مرا دنبال کرد و من فرار میکردم او با خنده و حرکت سریع دم مرا دنبال میکرد و وقتی من به کوجه رسیدم مرد غریبه ای او را با دست گرفت و از قسمت دم تا سر با یک حرکت پوست او را کند و مار از بین رفت خواهشا مرا یاری فرمائید.

  32. جليل
    آوریل 28, 2009 در 17:34

    در خواب ياكريمي را ديدم كه نايلون سياه رنگي به پر وبالش پيچيده شده به گونه ايكه قادر به پرواز كردن نيست باخود گفتم حتما عابرين اين پرنده را خواهند گرفت اما با جهد وكوشش به هر ترتيبي كه بود به زحمت پرواز كرد ودر پشت بام خانه ما نشست لطفا پاسخ تعبير اين خواب را مرقوم نمائيد

  33. hossein
    آوریل 29, 2009 در 14:12

    سلام لطفا جواب را به پست الکترو نیکی من ارسال کنید.
    man khab didam ke ye mre kochak daram va bad yk mare kheili bozorg ham be man midahand va man havasam az mare kochak part mishavad va on mimirad va mare bozorg ham be jaye m,arekochak dar daste man ast

  34. باران
    مه 8, 2009 در 08:23

    خواب دیدم دارم برای یک عالمه مردم سخنرانی میکنم . در خواب بعدی دیدم دارم بین مردم راه میرم همه دستشونو به طرفم دراز کردند و منو با خوشحالی نشون میدند و میگند آره خودشه و گویا از دیدنم شاد بودند. در خواب بعدی دیدم یک خرس به من گردنبندی بسیار درخشان داده ودر خواب بعدی رفتم وسط اقیانوس و تمام آب آن ردا خوردم لطفا تعبیر خوابهایم را به پستم بفرستید.ممنون

  35. مه 9, 2009 در 18:06

    سلام من نزدیک به دو سال است که ازدواج کرده ام در این مدت یک خواب را به طور مکرر می بینم خواب می بینم که حلقه ازدواجم راگم کردهام ووقتی به انگشتم نگاه می کنم آنرا نمی بینم لطفا» تعبیر آنرا برایم بگویید چون بسیار مرانگران کرده است متشکرم

  36. احمد رها
    مه 12, 2009 در 11:07

    سلام خواب دیدم که در خانه ما یا تقریبا مثل خانه ما ولی با حیاط بزرگتر یک مار وجود دارد این مار را با هر طریقی بود کشتم سپس ناگهان مار ناپدید شد و دو مار دیگر ظاهر شد این دو مار را نیز کشتم و مثل دفعه اول دوبرابر شدند باز این بار نیز همه را کشتم مار هر دفعه تعدادشان بیشتر می شد اما من همچنان به کشتن مارها مشغول بودم تا جایی کار ادامه پیدا کرد که تمام اطرافمم را مارها گرفته بودند . اما یکدفعه مارها همه گریختند و ناپدید شدند نفسی اسوده کشیدم به طرف دیگر خانه رفتم ناگهان دیدم فکر می کنم دو مار به بلندی حیاطی بزرگ و قطر مار تقریبا به اندازه خودم بود با او نیز شروع به مبارزه کردم دیگر یادم نیست فکر می کنم بیدار شدم .

    چند شب قبل نیز خواب مار دیده بودم لطفا با دقت خواب مرا بخوانید و تعبیر کنید

    با تشکر فراوان
    احمد رها

  37. شهرام
    مه 16, 2009 در 09:11

    سلام ،خواب دیدم در خانه ام تعداد زیادی مارهای متوسط را تند تند می گرفتم وداخل کیسه می گذاشتم و تنها یک مار بزرگ بود که از دستم در رفت وهر چه سعی می کردم بگیرمش از دستم در می رفت و استثناءکمی هم از آن ترسیده بودم.تعبیر چیست

  38. mohsen
    مه 18, 2009 در 10:09

    چند شب پیاپی خواب میبینم دختری که او را میشناسم ولی هیپگونه ارتباطی با او ندارم در خواب من میاید و همیشه عصبانی و ناراحت هست و خیلی در خواب سعی کردم با او در خواب ارتباط برقرار کنم ولی نشده است لطفا کمکم کنید

  39. ژوئن 1, 2009 در 11:57

    سلام خانمي هستم 25 ساله ،2 ساله ازدواج كردم خواب ديدم در حياط خانه پدري كه همه برادر و خواهر ها بودند ماري پيدا شد كه يكي از برادر ها ان را گرفت و پس از ان كه با ان مار ما را مي ترساند ان را از حياط بيرون انداخت تعبير آن چيست؟

  40. علی
    ژوئن 2, 2009 در 11:52

    با سلام
    لطفا تعبیر خوابم را به پست الکترونیکی ام اسال فرمایید.
    بعد از نماز صبح (بین ساعت 5/5 تا 7 خواب دیدم که یک مار داخل شلوارم هست و ناگهان مچ دستم و یک انگشتم را گاز گرفت و به سختی توانستم دستم را از دهانش بیرون بکشم. تعبیر این خواب چیست؟

  41. امير
    ژوئن 10, 2009 در 12:00

    باسلام.
    همسر بنده در خواب ديده داخل منزلي كساني هستند نااشنا،ومن وايشان نيز هستيم.كسي از انها ماري رااز درون لوله اي بيرون مي اورد وداخل اتاق رهايش مي كند.مار چرخي مي زند وسمت خانم بنده مي رود،كه ايشان ابراز ترس مي كند.سپس ان مار خوش خط وخال سمت من امده وشروع مي كند با من بازي كردن كه همسرم مي گفت خطرناكه نيش ميزند،و ان مرد نااشنا كه كناري ايستاده بود مي گويد،كاري ندارد ونيش نمي زند.كه ان مار خوش خط وخال پيش من مي خندد و شروع مي كند به حرف زدن با من وهمسرم.كه من ازاري نمي رسانم ونيش نمي زنم.سپس همان مرد مار را بسمت همسرم مي برد و دوباره اوازمار مي ترسد.به گفته خانم بنده بدن مار نرم و ژله اي بوده.لطفابگوييد تعبير اين خواب چيست.متشكرم.

  42. amin mashadizadeh
    ژوئن 16, 2009 در 22:01

    در خواب 1 مار کوچک را کشتم. مکانی که در آن بودم به طور مشخص نبود که چه جایی است. اگر امکان دارد تعبیر نمایید. ممنون

    • ژوئن 19, 2009 در 18:23

      سلام-خواب فوق اگر از خوابهای صادقه باشد (خواب بعد از اذان صبح و قبل از نماز صبح تعبیر ندارد.خواب در مواردی که شما در حالت عصبانیت یا اغتشاش روح و روان می بینید تعبیر ندارد.تنها خوابهایی صحیح است که با وضو و طهارت کامل باشد یا با ارامش روح و روان توام باشد)چنین تعبیر دارد:شما در مجلسی شرکت می کنید که در ان مجلس شخصی از خانم شما خوشش می اید اما برا تصاحب ان شما را مانع خویش می بیند.از این رو در مقابل شما و همسرتان به تملق و چاپلوسی کاذب می پردازد که سرانجام هم کار به جایی نبرد.انشاالله.

  43. حسین . ا
    ژوئن 26, 2009 در 14:15

    خواب دیدم ماری دراز خیلی اهسته بدونه اینکه کسی متوجه اون بشه روی دیوار داخل خانه پیش میره بعد من با دسته چوبی طی اون مارو حول دادم به بیرون خانه بعد یه دفه دیدم مار به ماهی های ریزی تبدیل شده.

  44. علیرضا
    ژوئن 29, 2009 در 13:58

    خواب دیدم دو تا از دندانهای مصنوعی ام پوسیده شده و افتاد..لطفا زود تعبیر کنید ممنونم

  45. GOL
    ژوئیه 3, 2009 در 20:38

    salam khab didam dakhele khoone madaram kheili zan boodan tooye otagh dadasham mikhastan namaz bekhoonan jaamati man ja nadashtam beistam shorooh kardan be khoondan fahmidam ke hame posht be gheble kardan goftam chera injoori istadin poshte saretoon gheble has haminjoori ke namaz mikhoondan hame bargashtan be tarafe gheble khodamam raftam too oagh khabe dadasham namaz khoondam engar namaze maghreb mikhoondam choon 3 rokaat khoondam hardaafe ke mikhastam az sejdeh boland sham engari sargije migereftam darhale oftadan boodam vali khodamo kontorol mikardam baad ke tamoom kardam ye bachei az zan bardaram gereftam baghalesh kardam bache dadasham bood be asemoon negah mikard manam negah kardam khahesh mikonamzoodar vasam taabir konid mamnoon

    • GOL
      اوت 14, 2009 در 21:13

      سلام مدتیه من خواستم خوابمو تعبیر کنید ولی متاسفانه تعبیر نکردید خواهش می کنم جوابمو بدین ممنون

  46. فاطمه 1
    ژوئیه 16, 2009 در 08:18

    خواب دیدم دختر صاحب خانه می آید خانه ما و همراه خود سبزی آورده و شروع به پاک کردن همه آن می کنیم و وفتی خواست برود گفت بازهم سبزی هست بفرستم پاک کنی من هم گفتم نه

  47. آنی
    اوت 18, 2009 در 08:17

    من خواب مارو دیدم از دور بود همش یعنی چی؟

  48. sahel
    اوت 19, 2009 در 18:20

    salam.
    badazohr kami khabidam. khab didam madaram mashghoole tamiz kardane khane ast. ke yek martabe yek mare siah az zire dar oomad too. maman goft natars samii hast, vali samesh koshande nist. man khaili mitarsidam. jorat nadashtam biam too salon, ama maman be tamiz kardane khone edame midad. mar ham az sandali ha bala miraft va paiin mioomad va doro bare maman bood. chan bar maman ro mikeshidam kenar ke ye moghe nishesh nazane. dare otaghamo bastam ke mar nayad too. maro az khoone biroon kardim, vali har dafe az zire hamoon dar mioomad too. hodoode 3 ya 4 bar injoori shod. ke man dige bidar shodam.

    age mishe tabire khabe mano begid

  49. آیدین
    اوت 22, 2009 در 14:48

    سلام من چند دفعه خواب دیدم که تو خونم و مار و عقرب از جا هایی میاد و من آنهارا میگیرم
    ولی تمامی ندارند.

  50. سودا
    سپتامبر 3, 2009 در 20:19

    خواب دیدم تو خونمون مار هستش و من دارم اونو می کشم.بعدش مار فرار کرد پشت کمد و خرگوش در اومد خیلی نگرانم لطفا تعبیر خوابم رو بهم بگین

  51. ADLI
    سپتامبر 12, 2009 در 00:48

    با سلام

    پدر من خواب ديده كه يك مار تيره (قهوه اي) حلقه زده وبه او نزديك مي شود و او مار را به سمت ديگري پرتاب مي كند ولي مار دوباره حلقه زده و به سمت او مي آيد! تعبير اين خواب چيست؟

    با تشكر ، لطفا تعبیر خوابم را به پست الکترونیکی ام اسال فرمایید.

  52. سمیرا
    اکتبر 10, 2009 در 11:33

    با سلام من نمیدونستم چه جور بایستی سوال کنم به همین منظور اینجا نوشتم من مدتی خواب مار میبینم از 6 یا 7 ماه پیش اول مار مهربون بود رنگ بدنش از زیر شکم زرد نارنجی و نارنجی تیره میشد سرش مثل کرم بود و بی نهایت مهربون همه جا با من بود و اولین بار خونمون دیدمش که مهمان داشتیم (در خواب) حتی در خواب میدیدم که وقتی بیرون میرم توی کیفم خوابیده یا معصوم منو نیگاه میکنه یا اجازه نمیده کسی دست توی کیفم کنه جز خودم بعد کم کم ماری که در خواب دیدم بزرگ تر شده بود سبز رنگ بود و نمیزاره من با بقیه ارتباط بر قرار کنم و جوری به من میفهمونه که ارتباط به نفعم نیست و جالب اینکه من اول ها شاید ازش میترسیدم و لی الان نه و نکته اینکه من مدتی به ازدواج به فردی فکر میکنم و در انجام شدنش موندم که چی میشه و اون فرد سال مار به دنیا اومده میتونه ربطی داشته باشه میشه من رو از طریق پست الکترونی کی ام مطلع کنید

  53. اکتبر 22, 2009 در 19:37

    با سلام
    شوهر خواهرم در خواب دیدند که سه مار در گاراژ منزلشان بوده که یکی از این سه مار در حال پوست انداختن بوده یکی دیگر از مار ها کوچک بوده ومار دیگر نزدیک پسرشان شده بوده، همین موقع یکی از فامیل ها میاید و میگوید این مار ها سمی نیست و نیش نمیزند، آنها هم مارها را نمیکشند ولی از خانه بیرون میبرند و در جنگل میگذارند
    لطفا از طریق پست الکترونیکی تعبیر این خواب را به من اطلاع دهید
    بسیار ممنون و سپاسگذارم

  54. مریم
    اکتبر 25, 2009 در 17:52

    سلام.وقتتون بخیر
    لطفا من رو از طریق ÷ست الکترونیکیم از تعبیر خوابم مطلع کنید
    من خواب دیدم که به خونه ی یک دوستی برای اقامتی چند روزه رفته بودیم.من بر اثر کنجکاوی خونه رو میگشتم تا به باغ اون خونه رسیدم در و باز کردم. ماری بزرگ و سیاه رنگ از دست نگهبان به سمت من اومد و با غضب میخواست آسیب برسونه. من میخواستم فرار کنم داداشم همراهم بود و گفت این طوری دنبالت میاد و بایست و نوازشش کن تا رام بشه!!… منم این کار رو کردم. کم کم مار لاغر و سوسنی رنگ شد و آروم به روی پاهام نشست و من ترسیده بودم…تا نگهبان باغ اومد و مار رو از روی پام برداشت و مار دوباره سیاه و بزرگ و غضبناک شد
    با تشکر

  55. مریم
    نوامبر 6, 2009 در 09:13

    با سلام.خوابی دیدم که خیلی نگرانم کرده.اگه میشه حتما واسم تعبیرش کنید.من 2 ساله که با پسری از اقوام دور دوست هستم.همدیگرو خیلی دوست داریم و قصدمون هم ازدواجه.تا به حال هم هیچ رابطه نامشروعی باهم نداشتیم اما این خواب خیلی من رو متعجب کرد:خواب دیدم من آلت تناسلی او رو بریدم (خونی ندیدم)و متوجه عکس العمل او هم در اون لحظه نشدم و سر کلاس درس به طور مخفیانه با اون مشغول شهوترانی هستم اما 2تا از دوستام قضیه رو میدونن.با اونکه تو اون موقعیت از اونا خجالت میکشیدم اما نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم از طرفی هم همش نگران بودم که او بدون آلت از این به بعد چه کار میکنه یا چرا زنگ نمیزنه از من بپرسه چرا این کارو کردم یا اصلا وقتی ببینمش عکس العملش چیه؟ من معمولا وقتی از خواب بیدار میشم بعد از یه ساعت یادم میره چه خوابی دیدم اما این خواب خیلی واضح بود شدیدا ذهنم رو مشغول کرده و خیلی نگرلنم.خواهش می کنم واسم تعبیرش کنید.

    *پاسخ:
    خواب شما تعبیر مهمی دارد..که در سرنوشت آینده تان اثر دارد
    باید اول 12 هزار تومان به مددکاری هلال احمر دهید و شماره قیض اعلان کنید بعد مشخصات خودرا برای دقت بیشتر همراه قبض برای ما بفرستید

  56. مرتضی
    نوامبر 13, 2009 در 01:13

    چند خواب دیده ام لطفا تعبیر آن را بگویید
    1-دیدم دختری را قرار بود با او ازدواج کنم به من گفت من با تو ازدواج نمی کنم او با حجاب کامل و نشسته بود البته او و من ازدواج نگرده ایم .
    2-دیدم برادر دختری که قرار بود با او ازدواج کنم مقابل من ایستاده و لبخند می زند.
    3-دیدم در آینه نگاه می کنم و تقریبا موهایم سفید شده اند و با قیچی کوچکی مقداری از موهای بالای پیشانی را کوتاه می کنم
    4-دیدم دختری را که قرار بود با او ازدواج کنم از کوچه خانه شان به سمت خیابان می آمد اندازه او خیلی بزرگتر از اندازه واقعی اش بود و حجاب کامل داشت و چادر همیشگی اش سیاه هم پوشیده بود
    5-دیدم پدر دختری را که قراربود با او ازدواج کنم مثل اختاپوس بود و خواست با یکی از پاهایش به من ضربه بزند .
    6-دیدم تعداد زیادی مارهای کوچک و بزرگ به سمت من در حال حرکت هستند.
    7-دیدم بالای یکی از کوههای بلند شهر کرج محل تحصیلم ایستاده ام و اذان می گویم و صدای آن در همه جا پخش می شود

    *پاسخ:
    ؟؟؟؟؟؟

  57. هادی
    نوامبر 16, 2009 در 23:31

    سلام در خواب دیدم مار بزرگی را در دست گرفتم که و بدن مار درازتر میشد و من هرچه دستم را به گردن مار نزدیک میکردم دوباره بدن مار دراز میشد و گردن مار از دست من دورتر میشد و من بالاخره گردن مار تو دستم گیر کرد ولی مار گردن خودش رو خم کرد و می خواست دست من را نیش بزنه که از خواب پریدم و نفهمیدم من را نیش زد یا نه
    لطفا تعبیر خواب مرا به ایمیل من بفرستید با تشکر

  58. amirbahador
    دسامبر 7, 2009 در 23:44

    سلام
    من در خواب دیدم که آلت تناسلی من را یک دختری بریده است و با خود برد و من به دنبال او دویدم و در نهایت او آلت من را سر جایش بخیه زد!!
    لطفا خواب من رو تعبیر کنید
    ممنون

  59. زهرا
    دسامبر 9, 2009 در 13:28

    سلام.بوسیدن پیشانی مرحوم علامه عسکری در خواب چه تعبیری دارد ( روز میلاد امام رضا) دارد؟

  60. روژبین
    دسامبر 20, 2009 در 17:17

    من در خواب دیدم که سر انسانی رااز تنش جدا کردم و به طوریکه به زور و فشار توانستم سر وی را ببرم و بعد ا این کار با دستم موهای وی را گرفتم و به بقیه نشان میدادم گویی که کار مهمی انجام داده بودم.تعبیرش چیست؟

  61. تبسم
    دسامبر 28, 2009 در 09:21

    خواب دیدم پسر خاله ام قسمتی از موهاش سفید شده و از من ناراحت بود و افسرده شده بود.لطفا خواب من رو تعبیر کنید.

  62. نیلوفر
    دسامبر 29, 2009 در 12:29

    با سلام
    دیشب خواب دیدم یک مار قرمز تو دستم هست با اینکه مواظب بودم نیش نزنه اما منو نیش زد و از مادرم کمک خواستم که اونا منو بردند بیمارستان
    میشه لطف کنید تعبیر کنید

  63. علی
    ژانویه 3, 2010 در 09:16

    خواب دیدم یک مار (اندازه آن متوسط بود) به دستم حمله کرد و انگشت اشاره ام را گرفت هر چه تلاش کردم از دستم جدا نشد تا اینکه با چاقو آنرا تکه تکه کردم اما سر آن مار به دستم چسبیده بود در پایان سر مار را کشته شده را از دستم جدا کرده و به کناری انداختم اما بر روی انگشتم جای زخم و عفونت وجود داشت.
    لطفا تعبیر خواب را به آدرسم ایمیل کنید.

  64. ژهرا
    ژانویه 9, 2010 در 01:52

    دیشب خواب دیدم من در شرف ازدواج هستم ولی پدرم پیداش نبود. در واقع تو خواب نزدیکیهای مراسم عقد من بود ولی بابام رفته بود با یه دختر دانشجویی که سنش حتی از منم کمتره فرار کرده بود و یه هفته ای هم رفته بودن ماه عسل! دیگه خودتون حدس بزنین حال مامان و سایر اعضای خونه رو. بعدش حالا من بیشتر از اینکه از اینکار بابام ناراحت باشم، داشتم فکر میکردم که این موضوع رو چطوری مخفی کنم؟ یا چه دروغی در باب غیبت بابام به همسر آینده ام بگم که پررو نشه! یعنی مثلا اینطوری نشه که اونم ۲ روز دیگه بعله و بعدش بهانه بیاره که دیدی بابای خودت رو و اینا! فقط خدا میدونه که تو این خوابه چقدر برای حل این مشکل به وجود اومده تقلا میکردم. از یه طرف از پدرم انتظار نداشتم و از طرف دیگه میگفتم حالا که پیش اومده چیکار کنم

  65. مرتضی
    ژانویه 9, 2010 در 01:58

    چند خواب دیده ام لطفا تعبیر آن را بگویید
    1-خواب دیدم دختری را که قرار بود با او ازدواج کنم به من گفت من با تو ازدواج نمی کنم او با حجاب کامل و نشسته بود البته او و من ازدواج نگرده ایم .
    2-خواب دیدم برادر دختری که قرار بود با او ازدواج کنم مقابل من ایستاده و لبخند می زند.
    3-خواب دیدم در مقابل اینه ایستاده ام و در آینه نگاه می کنم و تقریبا موهایم سفید شده اند و با قیچی کوچکی مقداری از موهای بالای پیشانی را کوتاه می کنم
    4-خواب ددیم دختری را که قرار بود با او ازدواج کنم از کوچه خانه شان به سمت خیابان می آمد اندازه او خیلی بزرگتر از اندازه واقعی اش بود و حجاب کامل داشت و چادر همیشگی اش سیاه هم پوشیده بود
    5-خواب دیدم از نزدیک خانه دختر یکه قرار بود با او ازدواج کنم دیدم پدر دختری را که قراربود با او ازدواج کنم مثل اختاپوس بود و خواست با یکی از پاهایش به من ضربه بزند . و چشمش داشت از از عصبانیت داشت از حدقه در می اومد .
    6-خواب دیدم تعداد زیادی مارهای کوچک و بزرگ به سمت من در حال حرکت هستند.
    7-خواب دیدم بالای یکی از کوههای بلند شهر کرج محل تحصیلم ایستاده ام و اذان می گویم و صدای آن در همه جا پخش می شود و صدای آن به گوش من میرسد

  66. مرتضی
    ژانویه 9, 2010 در 02:35

    دختر خانمی این خواب را دیده است ایشان با بنده نسبتی ندارند لطفا تعبیر اونو بفرمایین :
    دیشب خواب دیدم من در شرف ازدواج هستم ولی پدرم پیداش نبود. در واقع تو خواب نزدیکیهای مراسم عقد من بود ولی بابام رفته بود با یه دختر دانشجویی که سنش حتی از منم کمتره فرار کرده بود و یه هفته ای هم رفته بودن ماه عسل! دیگه خودتون حدس بزنین حال مامان و سایر اعضای خونه رو. بعدش حالا من بیشتر از اینکه از اینکار بابام ناراحت باشم، داشتم فکر میکردم که این موضوع رو چطوری مخفی کنم؟ یا چه دروغی در باب غیبت بابام به همسر آینده ام بگم که پررو نشه! یعنی مثلا اینطوری نشه که اونم ۲ روز دیگه بعله و بعدش بهانه بیاره که دیدی بابای خودت رو و اینا! فقط خدا میدونه که تو این خوابه چقدر برای حل این مشکل به وجود اومده تقلا میکردم. از یه طرف از پدرم انتظار نداشتم و از طرف دیگه میگفتم حالا که پیش اومده چیکار کنم

  67. مرتضی
    ژانویه 9, 2010 در 02:40

    خوابددیم دارم از در دانشکده مان به سمت گروه آموزشی که اونجا تحصیل نموده ام حرکت میکنم و دانشکده پر از گل است بهار بود و در همین حین کلوله ای از سمت همان گروه آموزشی به سمت من شلیک شد و درست از قلب من عبور کرد حتی حرکت آرام اون رو دیدم که داشت عضلات قلبمو پاره میکرد و عبور میکرد رو ددیم و به زمین افتادم به پشت و اززخواب پریدم
    تعبیر این خواب چیست .

  68. ئشفهد
    ژانویه 19, 2010 در 12:23

    من مدتی است که خواب گردو می بینم .چندی پیش خواب دیدم که با همسرم توی یک مکان سرسبز بودیم و مغز گردو به درخت بود و همسرم اون رو از درخت می چید و به من می داد.لطفا جواب را به پست الکترونیکی من ارسال فرمایید.

  69. متین
    ژانویه 19, 2010 در 12:28

    چند بار خواب دیدم که در حال پرواز هستم.انگار از روی شهر پرواز می کردم .بیشتر فامیل ها و دوستان و آشنایانم را هم میدیدم.بیضی ها هم که از پایین به من نگاه می کردند تعجب می کردند.لطفا پاسخ را به پست الکترونیکی من ارسال فرمایید.

  70. مهتا
    ژانویه 25, 2010 در 11:42

    دیشب خواب دیدم که در یک فضای باز هستم. مثل جنگل. سه تار مار خیلی خیلی بزرگ آنجا هستند. سیاه و بزرگ و کلفت. بعد من از بین آنها گذشتم. اول فکر کردم که مارها بی خطر هستند. بعد یک دفعه دیدم که سه مرد آنجا هستند و دارند با یک سرنگ در گردن مارها، آن ها را می کشند. خیلی خیلی در خواب ترسیدم. لطفا خواب مرا تعبیر کنید.

  71. سینا
    فوریه 8, 2010 در 02:09

    مادرم خواب دید که من چند مار سیاه را دارم می خورم.تعبیرش چیه؟

  72. وفا
    فوریه 8, 2010 در 13:26

    من به یکی خیلی وابسته شده ام اما او از من اصلا خوشش نمی اید!خواب دیدم که من گونه او را بوسیدم و ایشون دست منو بوسید ومن این بار پیشونی ایشون و بوسیدم!لطفا تعبیر خواب منو بگویید!

  73. فیروزه
    فوریه 19, 2010 در 12:06

    سلام
    لطفا تعبیر خواب مرا به emailam ارسلا کنید elaheye_sharghi_far@yahoo.com
    چند شب پیش خواب دیدم که درون حوضی ایستاده ام که آب زیاد تمیزی نداشت
    در آب راه می رفتم که دیدم ماری درون آب است
    ترسیدم و از آب بیرون آمدم
    اما وقتی از آب بیرون آمدم متوجه شدم که مار هر دو کف پای مرا نیش زده است
    یک جا ایستاده بوذم و به مار نگاه می کردم
    در یک متری من کتاب قرانی روی زمین گذاشته شده بود
    مار به جلوی کتاب قرآن رفت و تعظیمی کرد
    انگاه از خوان پریدم.
    چند شب است که این خواب فکر مرا به خود مشغول ساخته لطفا جواب مرا بدهید
    با تشکر

  74. مارس 4, 2010 در 08:40

    سلام
    لطفا پاسخ من را به صورت خصوصی در وبلاگم بگذارید .
    دیشب خواب دیدم در حیاط پدر بزرگم دارم راه می روم بعد ناگهان چشمم به مار سیاه بزرگی افتاد که چمبره زده و سرش را بالا اورده و به من خیره شده بود خیلی ترسیدم ولی خودمو آروم رد کردم
    و به داخل خونه رفتم و گفتم من مار بزرگی تو باغچه حیات دیدم و همان لحظه عروس یکی از فامیلامون که باردار بود اومد و ما همه داخل حیاط بودیم و ولی ماری داخل حیات نبود منم سمج چوب دستم گرفته بودم و هی دنبالش می گشتم یهو عروس فامیلمونو به بلندی هدایت کردم و یهو خودمم ترسیدم و رفتم بالای نردبون و چشم به مار افتاد که سرشو از علفای باغچه بیرون آورد برادرم قفسی دستش گرفت و مار به آرامی به داخلش رفت و همان لحظه یک بچه گربه از نردبون بالا میومد و خودشو به پاهم چسباند . خیلی خوابم برام عجیب بود .لطفا جواب منو بدهید با تشکر

  75. مارس 13, 2010 در 23:32

    khab didam gave marizi ra sar boridam bad az boridan an heyvan be tarafe man khod ra mikeshand ba shetab va zore ziyad man farar kardam lotfan tabir konid

  76. shamsi
    مارس 17, 2010 در 09:56

    سلام .من خواب دبدم که با نامزدم برای خرید طلا رفتیم . یه انگشتر پر از نگین برای من خرید و من هم خودم یکی دیگه انتخاب کردم . خلاصه کلاً توی مغازه طلا فروشی و سبک سنگین کردن طلاها و خرید و اینها بودیم . راستی این رو هم بگم که ما برای ازدواج یه مقدار به مشکل برخوردیم در واقعیت . البته خیلی همدیگرو دوست داریم ولی خونواده های هر دو طرف یه مقدار دارن سنگ اندازی می کنن . لطفاً ختماً جواب منو بدبد . متشکر می شم

  77. shamsi
    مارس 17, 2010 در 10:01

    سلام . من خواب دبدم که با نامزدم طلا می خریم . یه انگشتر پر از نگین برای من خرید و من هم خودم یه انگشتر دیگه غیر از اون انتخاب کردم .خلاصه همه ش خرید می کردیم و توی مغازه طلا فروشی بودیم . البته اینو هم بگم که ما در واقعیت یه مقدار برای ازدواج به مشکل برخوردیم . خودمون خیلی همدیگرو دوست داریم ولی یه مقدار خونواده ها سنگ اندازی می کنن. ازتون خواهش می کنم این خواب منو تعبیرش کنین . خیلی ازتون ممنونم

  78. فرناز
    آوریل 8, 2010 در 10:38

    خواب دیدم یک مار چمبره زده و به من نگاه میکند. بدون اینکه فرصت فرار پیدا کنم به سمت من حمله کرد و روی پیشانیم چسبید. تلاش من کاملا بی نتیجه بود چون نمیتوانستم از روی سر و پیشانیم جدایش کنم. حس می کردم شیره وجودم روامی کشد. با تقلای زیاد بالاخره موفق شدم از خودم جدایش کنم.
    ممنون میشم تعبیر این خواب رو برام بفرستین.

  79. بهار
    آوریل 22, 2010 در 09:25

    سلام من پریشب خواب دیدم خونه مادر مادرم هستم که یه مار که درست یادم نیست روی گردن کی بود ولی فکر می کنم داییم بود ، دمش هم یک سر کوچک داشت شروع به خوردن سر اصلی مار کرد وتماتم بدنش را هم خورد که تنومند هم بود و فقط سر کوچیک ماند. ممنون میشم تعبیرش را برام بفرستین

  80. آوریل 28, 2010 در 10:10

    ا با سلام
    ا آیا می شود خوابهای مرا تعبیر کنید؟

  81. parasto
    آوریل 29, 2010 در 11:41

    من واسه بار دوم تو خواب دیدم که تو خونه خودمون هستم که 3مار در خانه هستش یکی سفید مایل به کرم ویکی کرم

  82. parasto
    آوریل 29, 2010 در 11:51

    سلام خواهش میکنم جواب بدید من یه دخترمجرد هستم متولد1371 واسه بار دوم در خواب دیدم من در منزل مشغول کارای روزانه هستم و 3 مار به یکی سفید مایل به کرم یکی مشکی و دیگری را ندیدم فقط میدونم که بود مواظب مار ها بودم که طرفم نیان و یک دفعه متوجه شدم که مار سفید متمایل به کرم از کمر من وارد شده و از یقه لباس من در حال خارج شدن است که از شدت ترس از خواب بیدار شدم.تو رو جواب خواب منو بهم بدبد واسم ایمیل کنید

  83. parasto
    آوریل 29, 2010 در 11:55

    تو رو خدا جواب خواب منو بدبد
    پاسخ:
    اگر جواب می خواهید:باید شرایط سایت را رعایت کنید

  84. PARASTO
    مه 1, 2010 در 10:03

    میشه لطفا به من بگید شرایط سایت چیه؟

  85. مه 16, 2010 در 13:20

    سلام
    دوست دختر من خواب دیده که ماری پهن و بزرگ به دورش پیچیده شده
    و از سر تا پای بدنش پیچ خورد و نمی داند گردنش را نیش زد یا نه
    لطفا تعبیر ان را بگویید ( در تاریخ 26/2/89)

    من پارسال خوابی دیدم که مار خیلی کوچکی در ساختمان قدیمی که حدود 10 سال است فروختیمش از بالای دیوار به طرفم امدند و گربه ای کنارم بود و می خواست به مار حمله کند تا به من اسیبی نرسد و دوستام همه فرار کردند و نزاره گر بودند
    تا مار به نزدیک من رسید تبدیل به ماری بزرگ شد و گربه را به سمتی پرتاپ کرد و حجوم به من اورد و من از خواب پریدم و نمی دانم نیشم زد یا نه

  86. نیلو
    اوت 3, 2010 در 10:35

    با سلام
    با تشکر از سایت جالب و جذابتون

  87. M.S
    اوت 9, 2010 در 09:14

    سلام
    بنده خوابی در مورد مار دیده ام. کلاً در 90 درصد خوابها می دانم که در خوابم. اموات را بعد از فوتشان زودتر از بقیه در خواب می بینم حتی زودتر از مادر و همسر و خواهر و برادرانشان، و چون می دانم که در خوابم از آن دنیا مطالبی را جویا می شوم چندین بار هم خوابهایی دیده ام که به وقوع پیوسته البته بنده ای پرهیزکار و با تقوای بالا نیستم یکی از بندگان عادی پروردگار یکتا هستم که بعضا گناهان بزرگ و عبادات نکرده ام هم کم نیست(خدا کمکم کند در راه جبران آنها) چند شب پیش خواب دیدم در خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری ام که هردو به رحمت خدا رفته اند و من در فاصله 5 تا 8 سالگی در آنجا زندگی می کرده ام (به همراه عمه ی کوچکم که در آن سالها مجرد بوده اند) با سن و سال کنونی به همراه مادر و همان عمه ی کوچکم که آن دو هم به سن و سال کنونی بوده اند هستم، روی دیوار خشت و گلی قدیمی که در فصل بهار گل و خزه روی آن روییده ماری خاکستری با خالهای تیره (درست مانند همان مارهای آبی بی زهر که در منطقه ما یعنی مازندران به وفور یافت می شود و غذایشان اکثرا ماهی کوچک و قورباغه است) روی دیوار قرار دارد و به آرامی دراز کشیده است، و ما سه نفر یعنی من و مادر و عمه ام در حال گفتگو و نظاره آن مار هستیم در همین لحظه موشی بی دم به سمت مار می آید و به آرامی به او نزدیک می شود ولی مار کماکان بی حرکت و آرام است، ما سه نفر به فکر می رویم و به هم می گوییم این مار بسیار بی کفایت است که اینگونه به حضور موش در نزدیکی خود بی تفاوت است و او را شکار نمی کند و آن موش نیز بسیار بی احتیاط و نادان می باشد که اینگونه بی پروا به دشمن خود یعنی مار نزدیک شده است، در همین اثنا ناگهان مار به سرعتی باور نکردنی هجوم آورده و دهانش به اندازه غیر طبیعی باز شده و موش را در چشم بر هم زدن می بلعد کمی بعد پرنده ای خوش رنگ مانند بلبل یا قناری که ار نزدیکی آن مار در حال پرواز بوده و می گذشته نیز با همان حرکت برق آسا و در هوا توسط مار به یکباره بلعیده می شود و ما از این صحنه دچار چندش می شویم و باز برای چند لحظه بعد مار یک ماهی در حال شنا را نیز به یکباره و به همان شکل می بلعد البته نمی دانم که پای آن دیوار جوی آب چگونه پدیدار شد. ما که از این صحنه ها دچار چندش شده بودیم به گمان اینکه این حیوانات را دو برادر کوچکترم به اینجا آورده اند آنها را صدا کرده تا این مار را از این مکان خارج کنند اما برادرانم اظهار بی اطلاعی کرده ولی به هر حال برای دور کردن مار به سمتش می روند در همین حال به ناگاه پرنده ی بلعیده شده به سان تیری که از کمان خارج شده باشد از دهان مار به بیرون جهیده و به آسمان می گریزد چند لحظه بعد ماهی هم به همان شکل به جوی آب می گریزد ما انتظار آن داشتیم که موش نیز به نحوی به بیرون بجهد اما اینگونه نشد و در این لحظه من از خواب بیدار شدم.
    من خواب پریشان را از خواب واقعی تا حدود زیادی تشخیص می دهم نشانه هایی در این خواب وجود دارد که مرا مطمئن ساخته که حکمتی در آن است مانند پدیدار گشتن جوی آب و حضور ماهی و بلعیده شدنش و اینکه از هر سه قِسم موجود زمینی و دریایی و هوایی در این خواب و خورده شدنشان و بازگشت به منزل دوران کودکیم در خواب جایی که 20 سال پیش از آنجا خارج شده ام
    لطفاً نظر خود را در مورد این خواب بفرمایید.
    سپاسگزارم.
    پاسخ:
    شرايط سايت؟

  88. عسل
    اوت 10, 2010 در 13:09

    من خواب یک پسر که چند سا ل پیش دوست بودم میبینم و مرتب به خواب من می آید تعبیر خواب من چیست در ضمن من الان ازدواج کردم

  89. سایه
    اوت 12, 2010 در 10:23

    سلام/
    من خواب دیدم که چند مار باریک و نه چندان دراز در باغچه ای است که اولش خیلی ترسیدم .. اما بعد که نگاه کردم دیدم همه مار ها مردن چون هیچ تکونی نمیخوردن فقط یک مار بود که زنده بود .رنگ هاشون هم همه به طوسی کمرنگ میزد ، تیره نبود… من با جاریم بودم که با هم رابطه خیلی صمیمی داریم و بهش گفتم مواظب باش اون نگاهی کرد و ما 2 تایی اومدیم بیرون از اون جایی که نمیدونم کجا بود . بعد درو بستیم که مار از سوراخ کلیدی که بزرگتر از حدش بود داشت خارج میشد که یهو یه ماهی اون مارو خورد …. اما من خیلی مطمئن نبودم ولی خیالم راحت شده بود….
    ممنون میشم که راهنمایی کنید.

  90. شهرزاد
    اوت 13, 2010 در 14:24

    خواهرم خواب دیده من گم شدم و÷در مرحومم دنبالم میگشته وبعد از یک مدت خواب دیده دستم تا آرنج در دهان یک مار بزرگ بوده ایا این دو خواب با هم ارتباط دارند ؟ لطفا هر دو را تعبیر کنید.

  91. مریم
    اوت 16, 2010 در 15:17

    در خواب 2 مار دیدم یکی به بدنم نیش زد و یکی به پیشانی در وسط دو ابرو.ممار اول سمی نبود ولی مار دوم که یک مار کوچک و سیاه بود سمی بود. وقتی دکتر آمد گفت که می شود زهر مار را از ببدنم خارج کرد ولی جای نیش او برای همیشه می ماند.

  92. مریم
    اوت 16, 2010 در 15:35

    یکبار در خواب دیدم پسر 1ساله ام از کنار من بلند شد و کنار پدرش در اتاق دیگر رفت که بخوابد.چند لحظه بعد دیدم که هنوز پسرم پهلوی من خوابیده.او را بغل کردم وبه اتاق دیگر رفتم و دیدم که شوهرم هم یک بچه بغل کرده و خابیده است. او را صدا زدم وبه او گفتم این که تو بغل کردهای شیطان است بیندازش. خودم او را گرفتم و پرت زمین کردم ولی دوباره الستاد به او گفتم دیدی شیطان است.زبانم شروع به گرفتن کرد ولی زیر لب می گفتم باید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوییم.همین جور که می گفتیم شیطان آب شد و از بین رفت.خواهش می کنم خواب مرا تعبیر کنید.

  93. nazanin
    اوت 19, 2010 در 09:39

    سلام
    من چند شب پیش خواب دیدم چادر مشکی سرم کرده بودم و همش دنبال یک موقعیت بودم که اونو وردارم اما موفق نشدم اینکار و بکنم . من در حالت عادی هیچ وقت چادر سر نمی کنم مگر برای نماز اونم از چادر سفید استفاده می کنم . لطفا تعبیر خواب من رو به ایمیلم ارسال کنید ممنون

  94. آيسان
    اوت 27, 2010 در 10:19

    سلام
    مدتي كه مرتب خواب يكي از امواتم را كه به تازگي فوت كرده ميبينم و هربار هم در خواب فكر مي كنم كه او زنده شده است در آخرين خوابم هم اورا سه بار بوسيدم اما عكس العملي نشان نداد
    لطفا خوابم را تعبير كنيد.

  95. سينا
    سپتامبر 5, 2010 در 14:31

    سلام من تو خواب داشتم از يك مكان خاطره انگي ديدن مي كردم كه يه مار قرمز و يكي ديگه كه رنگ مار جعفري بود رو ديدم بعد جعفري افتاد دنبالم منم در رفتم كه ديدم در بسته اس پس تصميم گرفتم كه باهاش مقابله كنم روش پريدم دو تيكه شد ولي به من نيش رو زده بود بعد به همه گفتم ولي خيلي خيلي بي تفاوت بودند و اخر سرم گفتن پات سياه شده بايد قطعش كنيم

  96. نادیا
    سپتامبر 17, 2010 در 15:58

    خواب دیدم ماری رنگی و بسیار زیبا که گویی نقاشی ماهر روی بدن ان هنر نمایی کرده است را در کیسه ابی با خود به هر جایی میبرم و هر کس را که در مسیر میبینم مار را نشانش داده و از زیبایی ان برایش تعریف میکنم .مار باریک بوده و در اب گویی شنا میکرد .تعبیرش چیست

  97. مشدي حميد
    سپتامبر 24, 2010 در 00:18

    سلام
    خواب ديدم كه كسي براي ما دعا خواند تا از بلايي نجات يافتيم
    در همان خواب من نجات دهنده ي عده اي از افراد بودم كه در حال سقوط از فاصله زياد به سمت زمين بودند و صدايي آمد كه ميگفت اين شخص نجات دهنده ي شماست(صدا اشاره به من داشت)
    تعبيرش چيست؟

  98. madlin
    ژانویه 1, 2011 در 15:59

    با سلام من در خواب ديدم كه من و دوستم در جايي نشسته بوديم و خانمي قرآن يا كتابي را ميخواند. سپس يك مار سبز كوچك آمد و بزرگ وبزرگتر شد و دوستم را قورت داد.من به محل كارم آمدم و ديدم كه دوستم هم آنجاست و به من تعريف ميكند كه زير كت بابام يك مار سبز بود و ….ادامه خواب من.وناگهان او كت پدرش را بلند كرد و همان مار سبز كوچك بيرون آمده و بزرگ بزرگتر شده ودوستم را خورد.
    لطفاٌ تعبيرش را بگوييد .
    بسيار ممنونم

  99. freeman
    ژانویه 21, 2011 در 10:29

    خواب دیدم ماری درون خانه ی مان است کاری نداشتوآن را گرفتم باز هم کاری نداشت و یه جورایی بازی احساس نزدیکی میکرد!آن را در دست گرفتم و خودش را به دور دستم پیچید.همینکه داشتم به سمت اتاقی که پدر و مادرم نشسته بودند میرفتم کمی اذیتم کرد و ناگهان انگشتم را نیش زد.از دستم بازش کردم و روی زمین انداختمش و دگیر ندیدمش.پیش پدر و مادرم رفتم و زهرش را بیرون کشیدم تاقریبا زرد رنگ بود.
    ممنون میشوم تعبیرش را بدانم

  100. بهارك
    فوریه 28, 2011 در 12:18

    سلام خواب ديدم با مادرم تويه مغازه هستيم ميخوام لباس سفيدوزيبا بخرم ودارم پروميكنم جلوي اينه
    لباس زيباوكامل بودفقط كمي بهم تنگ بودكه ازاين مسيله چشم پوشي كردم وخريدم اونومادرم برام خريد
    ممنون ميشم اگه جوابوبه ادرس ايميلم بفرستيد

  101. hamid
    مارس 12, 2011 در 08:51

    سلام.
    خواب دیدم توی 1 اتاق نشسته بودم که یک مار به سمتم اومد،میخواستم بگیرمش که مار رفت توی آستین لباسم و تا روی بازوم بالا رفت ولی برگشت و از آستینم خارج شد.دوباره یک مار دیگه اومد به سمتم و باز همون اتفاق تکرار شد ولی اینبار مار از لباسم خارج نشدو دور بازوی چپم حلقه زد.خیلی ترسیده بودم.بعد از چند دقیقه ترسم کمتر شد و دستمو تکون دادم ولی وجود مار رو احساس نمی کردم. لباسمو در آوردم ،فقط دم مار دیده میشد.دمش رو کشیدم ولی متوجه شدم مار به پشت گردنم وصل شده و داره جذب بدنم میشه.
    لطفا تعبیرشو بهم بگید

  102. بيتا
    مارس 17, 2011 در 14:49

    سلام
    خواب ديدم يه مار آبي رنگ پشت پاي خواهرم و نيش زده خواهش مي كنم بگين تعبيرش چي ميشه؟

  103. سینا ت
    مارس 25, 2011 در 12:52

    من زیاد خواب مار می بینم که اکثرا مار کوچک هستند اما نه من می گذارم که مرا نیش بزرنند نه فرار می کنم. همچنین من خواب کوسه هم زیاد می بینم که دارم از دستشان در آب فرار می کنم.
    ممنون از تعبیر خوابم

  104. آوریل 1, 2011 در 15:51

    سلام

    من دیشب خواب دیدم که در مدرسه هستم اما انگار مدرسه خودمون نبود ،در اتاقی بودم شبیه ازمایشگاه که اسکلت یک دایناسور توش بود و یک مار مولک بزرگ رو دیدم که داشت یک مار رو می خورد به مارمولک که داشت مارو می خورد نگاه کردم نترسیدم که با صدای اذان صبح بلند شدم

    تورو خدا تعبیر این خواب رو بهم بگو برام خیلی مهم هست

  105. سمیه
    آوریل 6, 2011 در 19:23

    باسلام
    من دیشب خواب دیدم در جایی شبیه خانه مان پر از مار بود همه کوچک بودند یک مار بزرگ هم بود من خیلی میترسیدم
    یک مرد که من او را نم یشناسم که بود انها را جمع کرد و آن مار بزرگ را پاره کرد و خیلی مراقب من بود در همین اوضاع و احوال بود که از خواب بیدار شدم

  106. سمیه
    آوریل 6, 2011 در 19:25

    تو رو خدا جواب منو زود بدید خیلی ناراحتم

  107. سارا
    آوریل 17, 2011 در 08:15

    با سلام.
    اگر امکان داره خواب منو تعبیر کنید.چون خیلی نا امیدم کرده.از کتاب تعبیر خواب استفاده کردم اینجور تعبیر کردم که یه نفرکه خودم احساس میکنم قراره واسه من دسیسه ای کنه و منو شکست بده.امیدوارم که شما اینو نگید.
    خواب دیم با شوهرم داشتیم می دویدیم که توجهم به یه مار با نقش و نگار سبز جلب شد اولش که دیدمش خشک شده بود فکر کردم مرده ولی بعد تکان خورد و دیدم زیر لباسمه.به شوهرم گفتم وای نیشم زذ یا گازم گرفت.بعدش دیگه یادم نیست ولی فکر کنم نمردم.چند شب قبلش هم خواب دیدم با یه نر که یادم رفته کی بود از کنار استخر رد می شدیم و زیر پاهامون پر از کرم و میگو و حشرات چندش آور بود .

  108. مينا
    آوریل 23, 2011 در 09:23

    با سلام
    خواب ديدم که در محيط کار هستم و چادر مشکي نازکي بر سر دارم در صورتيکه که من مانتويي هستم اين را درخواب هم حس کردم ولي از سر کردن چادر خوشحال بودم و فکر مي کردم که به من مي آيد و زيبا شده ام . همان شب خواب موش هم ديدم که يک موش بود ولي فرار ميکرد تا دست آخر برادرم آن را کشت . ممنون

  109. فرزاد
    آوریل 30, 2011 در 12:45

    خواب دیدم چندین مار میخواستن بهم حمله کنن ولی تا نزدیکم شدن خودشان را بلعیدند و مردم حلقه زده بودن وتماشا میکردن

  110. مهتاب
    مه 1, 2011 در 11:01

    سلام . دختری هستم 26 ساله و متاهل . خواب دیدم که جلو آیینه ایستاده ام و از هر دو سوراخ بینی ام آب می آید و بعد از اینکه کمی آب آمد مخاط بینی که کامل خشک نشده بود مثل یک نوار بسیار باریک هرچه می کشیدم تمام نمی شد . بعد از کمی کشیدن قسمتی از آن کنده شد و من دردم آمد . لطفا تعبیر این خواب را به ایمیلم ارسال کنید . با تشکر

  111. م.شهابي
    مه 21, 2011 در 09:00

    سلام:
    خواب ديده ام كه پدرم 2 نفر را به طور غير عمد كشته و دارد براي من توضيح مي دهد كه چه گونه اين اتفاق افتاد و اينكه او مقصر نيست.يادم ميايددليل مرگ يكي از انها اين بود كه با ماشينش به وسط راهي امده كه پدرم در ان داشته رانندگي مي كرده و با هم تصادف كرده اند ولي طريقه كشته شدن ديگري را هر كار ميكنم يادم نمي ايد در همين اوضاع خبر مسموم شدن برادرم توسط موز خوك(اين قسمت خيلي برايم عجيب است)به گوشمان ميرسد.(فكر ميكنم اين خواب را حدود 7-9ديده ام.لطفا تعبيرش را برايم ميل كنيد.متشكرم.

  112. مانا
    ژوئن 3, 2011 در 11:24

    خواب دیدم در خانه مان مهمانی است وماری در بین همه می لولید و ناگهان مچ دست مرا نیش زد و دست من خیلی ورم کرد و بعد مادرم چرک آن را خارج کرد و چرک آن به همه جا پاشید و خواهرم در بین مهمان ها به دنبال کسی بود که مار را آورده در آخر مار را یک آقایی به داخل کیسه ای انداخت لطفا تعبیرش را برایم میل کنید با سپاس قبلی

  113. پینک
    ژوئن 3, 2011 در 12:13

    سلام.
    من تقریبن درهفته 5شبشوخواب مارمیبینم که همیشه وسط چندین ماربزرگ وکوچک قراردارم وشروع میکنم به کشتن مارها.طوری که به این گونه خوابهاعادت کردم .لطفن تعبیرشوبرام میل کنید.متشکر

  114. ژوئن 21, 2011 در 10:03

    درود بر شما دوستان
    لطف کنید خواب من رو تعبیر کنید.
    خواب دریم که در خانه ایی هستیم من مادرم و خواهر کوچکترم و یک آقا که من در خواب او را نمی شناختم.یک مار کبری را دیدم که به آن مرد حمله کرد و 2 ضزبه به صورت آن زد و آن مرد مرد.من که خیلی ترسیده بودم روی یک کاناپه رفتم با خواهر کوچکترم و از ترس یک پتو چلو خودم گرفتم که اگر مار به طرف من آمد بتوانم جلوی آن را بگیرم.مار به طرف ما حمله کرد اما ضربه اش به پتویی که دستم بود خورد.و بهد از دقایقی دیدم که مار دقیقاً همان جایی که آن مرد را کشته مار مرده و پوست سر مار هم کنده شدهولطف کنید به من بگید تعبیر این خواب چی؟ممنون میشم.
    بدرود

  115. ژوئن 21, 2011 در 15:47

    خواهش می کنم جواب من رو زود بدید. لطفاً

  116. shiva
    ژوئن 22, 2011 در 11:03

    خواب را همکارم برایم دید . او خواب را برایم اینگونه بازگو کرد گفت مار کوچک و سیاه رنگی را دیده که دنبال اوست و من از شدت ترس از دیدن او به زمین افتادهام و مار قصد نیش زدنم راداشت که همکارم مانعه او شد و مار بعد از ممانعت همکارم در خواب مار به او خیره شد و به اندازه او ققدش بلند شد به چشمانش خیره شد. لطفا تعبیر این خواب را بگویید با توجه به این که بیننده آقا می باشد.مرسی

  117. ژوئن 24, 2011 در 08:44

    در خواب مار کوچکی دیدم که پشتش بصورت افقی جواهر دارد و دو سر دارد و گویی فرمانده بقیه مارهاست وقتی متوجه شد که من دیدم خصم کرد که حمله کند نتوانست همه مارهارا پشت اتاقم جمع کرد حمله کنند اما من تقریبا پیروز شدم

  118. حمیدرض
    اوت 23, 2011 در 17:00

    سلام
    مادرم خواب یک مار کوچک و سیاه را دیده که انگشتش را نیش زد.
    ممنون میشم تعبیرش رو بگید.

  119. mohamad
    سپتامبر 18, 2011 در 08:55

    سلام
    2 هفته پیش خواب دیدم در کوه در حال دویدن هستم بعد از کوه بالا می روم و وقتی پایین می آیم 2 مار سبز و سفید را می بینم که می خواهند یکی رانیش بزنند او را نجات می دم و از روی مارها بدون هیچ آسیبی می پرم بعد دوباره می دوم تا به منطقه ای سرسبز می رسم بعد به یک مزرعه که در حال برنجکاری بودند و همه شاد بودند.
    وقتی از خواب بیدارشدمخیلی خسته بودم
    هفته قبل با شرکت ایثارگران قرارداد بستیم که کلاه بردار از آب در اومدن. البته به ظاهرشون نمیخوردو شرکت هم از من بابت بستن قرارداد شکایت کرده.

    البته وسط هفته هم خواب دیدم که دختری زیبا تمایل به رابطه با من داره و منم اونو بغل کردم

    دیشب هم خواب دیدم 2 تا مار زرد و سفید که خیلی خوشگل بودن توی خونه ما هستن اونها جفت بودن اما بیرونشون انداختم. بعد انگار جفت گیری کردن و مار ماده حامله بود و در خونه اومد اما مار نر رو تونستم بنداز بیرون.

    لطفا» کمکم کنید.
    شاید بتونه کمکم کنه. اوضاعم واقعا» بحرانی هستش.
    ممنون
    fxnano@yahoo.com

    لطفا:

  120. اشکان
    نوامبر 5, 2011 در 14:41

    درود برشما،دیشب خوابی دیدم که ذهنم رو مشغول کرده واز شما خواهشمندم تعبیر نمایید،
    خواب از قرار زیربود:
    قصد داشتم به خانه مادربزرگم(مادری)بروم،در کوچه آنها یک دفعه چشمم به یک موجود شبیه به مار افتاد که به گربه تبدیل شد اما من فکر کردم اشتباه کرده ام و پیش رفتم واینبار چشمم به یک لاک پشت بزرگ افتاد،باخنده به سمت آن رفتم ولی باسرعت تقریبا زیاد فرار کرد،به درب منزل مادربزرگم که رسیدم یک دفعه چشمم به یک مار کبری قهوه ای تقریبا کوچک افتاد که در یک قدمی من ایستاده بود،من بسیار ترسیدم وفریاد زدم که مار اینجاست،مارباسرعت بسیار زیادی از کنار من عبور کرد ووارد خانه شد واز چارچوب درب داخلی بالارفت وبه طرف من خود را پرت کرد ومن خود را کنار زدم ووارد خانه شدم.

  121. masi
    نوامبر 5, 2011 در 16:18

    خواب دیدم که نزدیک اذان صبح است و ماری در اطراف من رفت و آمد میکند و انگار برای نماز صبح مرا نیش میزند که خواب نمانم و وقتی که پدرم میخواست آن را بکشد مانع شدم و گفتم نه من را برای نماز صبح بیدار میکند و منتظر بودم تا با نیش او از خواب بیدار شوم که چشم باز کردم دیدم وقت نماز است.

  122. peyda
    نوامبر 8, 2011 در 12:40

    مار کبری تو خواب به آدم حمله کنه یعنی چی؟

  123. نوامبر 21, 2011 در 13:03

    سلام
    من دیشب خواب دیدم که در خیابان هستم با مادر و خواهرم که ماری متوسط قهوه ای رنگ با خط های مشکی به سمت ما بود و در هر بار برگشت داشت و هی می پرید..
    یکبار هم مادرم در هوا گرفتش..

  124. شراره سيف
    دسامبر 5, 2011 در 20:53

    با عرض سلام خدمت درمانگر عزيز
    پاسخ شما به اين خانم بسيار زيبا بود واقعا بهتون تبريك ميگم.
    و اما خواب من در رابطه با مار (خواستم فرم پر كنم ولي گويا فيلتر بود)
    ما طبقه زير زمين اپارتمان هستيم و از اشپزخانه و اتاق خواب پنجره رو به حياط است. خواب ديدم در حياط بودم و شب بود كه ناگهان دو مار بسيار بزرگ در باغچه ديدم فرار كردم امدم پايين و در را بستم ولي فهميدم پنجره ها قفل نيست و آن دو مار در حالي كه با خشم به من نگاه ميكردند ميخواستند بيايند داخل و من پنجره ها را بستم و رفتم اتاق خواب كه آنها در حياط جابجا شدند و امدند جلوي پنجره اتاق خواب و من ديدم كه دارند پنجره را باز ميكنند تا بيايند تو و بمن حمله كنند و من فوري پنجره ها را قفل كردم و ديدم كه رفتند آنطرف تا از پنجره اشپزخانه بيايند تو. يكي از مارها ماده بود و ديگري نر(از چشمهايشان و سايز سرشان بهم الهام شد كه كدام نر است كدام ماده) و سر آنها از بزرگي به اندازه دوبرابر سر انسان بود. وقتي مار نر ميخواست پنجره را باز كند رفتم آنرا ببندم و قفل كنم كه يك گاز از دستم گرفت ولي من سريع هردو پنجره را بستم(مار نر سمت راست بود و از پنجره راست ميخواست بيايد داخل و مار ماده از پنجره چپ) . بعد نگاه به دست راستم كردم ديدم رد يك زخم رويش مانده. خون نميچكيد ولي مثل خراش سطحي بود. در خواب هم درد اندكي احساس كردم. و بعد منتظر شدم تا شوهرم بيايد خانه. رنگ مارها يادم نيست.
    بعد سريعا خوابم عوض شد و ديدم در ميان زنهاي خانواده شوهرم هستم و مادرشوهرم ناراحت است كه چرا با آنها اخت نيستم (در واقعيت هم همينگونه است). و من هم در ميان آنها نمينشينم و ميروم طبقه بالا. كه بعد دوتا از اقوام شوهرم(يكي دختر خاله اش و ديگري جاري او) آمدند پيش من و گفتند كه جلوي فلان مرد فاميل رقصيده اند! و جوري بمن فهماندند كه انگار بين من و مادرشوهرم حق را بمن ميدهند و حجابشان اجباريست!!!! نميدانم اين دو خواب به هم ربط دارد يا خير. اگر لطف كنيد و جواب را به من اي ميل كنيد ممنون ميشم

  125. atena
    دسامبر 8, 2011 در 18:39

    خواب دیدم ۱ مار کوجک سیاه در اتاق من که در خانه دانشجویم هست به دور خودش بیجیده و من میترسم.مادرم میاد میگه نترس کاریت نداره و مادرم میره روی تخت دراز میکشه و مار میره زیر تخت همانجا که مادرم خوابیده دوباره به دور خودش میبیجه و من میگم وای مامان…اینجاست مار..مادرم میگه نترس ،کاری نداره.. تعبیرش جیه؟؟

  126. زهرا
    دسامبر 20, 2011 در 18:34

    سلام خواب دیدیم در منزل قدیمیمان هستم که از لوستر خانه مار کبری شروع به حرکت کرد و به سمت من آمد

  127. احمد
    دسامبر 24, 2011 در 08:07

    سلام خواب دیدم ماربزرگی به درخانه من میکوبد وکسی را خبرکردیم وآمد اون رو کشت وتکه تکه کرد وحتی پوستش رو کند وبه شوخی گفت برای خوردن هم خوبه.تعبیر این خواب چیه ؟احمد

  128. nassrinfazli
    ژانویه 15, 2012 در 13:20

    باسلام
    من دو شب پیش خواب دیدم که در سر راهم به جایی که شبیه کوچه های شمال سرسبز بود مار(سبزو زرد) دور خودش به صورت دایره پیچیده بود طوری که سرش بر روی بدنش بصورت آرام قرار گرفته بود چون سر راهم بود من از ترس خواستم او را بکشم ویک ضربه به او زدم و همانطور که نگاه می کردم مرده یا خیر مار نیشی مانند سوزن در انگشت شست دست چپ من فرو کرد که من مجددا با ضربه محکم تری با سنگ بر سر مار کوبیدم و او را کشتم بعد شروع به فشار انگشت برای خروج سم مار کردم و مایعی سفیدی مانند آب از پوست انگشت من خارج شد و من بدون نگرانی به راهم ادامه دادم که از خواب بیدار شدم
    باتشکر/
    نسرین فضلی

  129. abolfazl
    فوریه 18, 2012 در 16:57

    سلام
    در خواب در حال پرسه زدن در یک منطقه خوش آب و هوا بودم سپس در حالی که دراز کشیده بودم ماری نزدیک شد (کرم رنگ بود) من بی حرکت ماندم که نیش نزند اما نزدیکتر شد و پهلوی مرا گزید

  130. mahak
    مارس 9, 2012 در 15:27

    سلام من تازه سایت شمارو پیدا کردم.سایت خوب و جالبی دارین.منم خواب دیدم که دوتامار دور و برمن خیلی ترسیده بودم با یه زنی که پیشم بود حرف زدم گفت کاری بکن تادوتا مار همو نیش بزنن

  131. نازنین
    مارس 19, 2012 در 05:49

    سلام
    خواب دیدم پسرخالم در مورد ماری در انتهای یه جاده با ویژگی های خاصی (برای ماره) صحبت میکرد که اندازش چنینو چنان است هیچکی که دیدتش زنده بر نگشته و اینجور صحبتا
    کنجکاو شدم برای دیدن مار بعداز دیدنش دنبالم کرد من به خانه گریختم در خواب صحنه هابب از خانه ای که 1374تا1379 در آن سکونت داشتیم گاهی هم صحنه هایی از خانه ای که تا 6 ماه پیش در آن زندگی میکردیم میدیدم مار به من حمله کرد من و برادر و مادر بزرگم فرار کردیم من بخشی از نیشش را کندم از پنجره حمله کرد فرار کردم برادرم جلوی مار را گرفت تامادربزرگم فرار کند ولی مار اورا نیش زد نمیدونم مار را چطور گرفتند مار بزرگو ترسناکی بودبعدا متوجه شدم پدروخواهرم هم در منزل بودند هرچه التماسشان میکردم که حسین حالش بد است توجه نمیکردند در نهایت به محض ورود مادرم حسین در آغوشم جان داد ازدرون جلد مار آدمی را بیرون آوردند و گفتند کسی یا کسانی اورا فرستاده بودند تا برادرم را بکشد در نهایت با صدای اذان صبح بیدار شدم

  132. مسعود
    آوریل 8, 2012 در 20:56

    سلام من خواب دیدم که با مار زرد سر بریده جدال کردم و اخر سر کشتمش !!! این بار چندم که این خواب میبینم!!!! تعبیرش چیه؟؟؟

  133. sahar
    آوریل 12, 2012 در 00:30

    سلام خواب دیدم که مارهای زیادی دورم هستن که یک مار آبی رنگ لبم را نیش زد میشه لطف کنید تعبیرشو بگید؟لطفا تعبیرشو برام میل کنید

  134. sara
    آوریل 13, 2012 در 11:47

    سلام . من خواب دیدم که یه مار بزرگ و سبز روی تخت خوابمه و یه عقرب قهوه ای بزرگ و تیکه تیکه کرده . یعنی سفت پیچیده بود دور عقربه و او عقرب تیکه های بدنش لای پوست مار بود. اون مار رو کشتیم به مادرم گفتم بیشتر بزنش تا بمیره . مادرم گفت مرده اما من دلم آشوب بود . تا اینکه اومدم مارو بندازم بیرون دو تا دندون جلوییشو تا نصفه فرو کرد توی پام بالای انگشتام .معلوم بود بی جون گاز گرفته اما جاش فرو رفته سفید بود . هیچ خونی نیومد. بعد دورش تاول های قرمز زد. دوباره توی خونه یه مار سبز دیگه دیدم . میخواست منو گاز بگیره آرواره هاشو با دستم باز کرده بودم به مامانم گفتم چاقو بیاره . گردنشو زدیم اما اون موقع که نگه داشته بودمش انگار که نیشم زده بود . این حس تو خواب بود . لطفا تعبیرشو برام ایمیل کنید.

  135. مه 9, 2012 در 23:48

    سلام من عجیب خواب مار میبینم یا دنبالم هستن یا جای مثل باغی هستم که پراز مارهای ریز و درشت خواستم خواهش کنم جواب خوابای منو بگید واقعا اشفتم

  136. mahshid
    مه 22, 2012 در 13:45

    سلام ممنون میشم راهنماییم کنید . خواب دیدم ماری نه چندان بزرگ و خاکستری رنگ توی خونه (نمیدونم خونه خودمون بود یانه) به طرف گردنم حمله کرد و سه جای گردنمو نیش زد طوری که کاملا جاشو میدیدم و از جای یکی از سوراخها 2 قطره خون اومد . خیلی نگرانم لطفا برام تعبیر کنید و به ایمیلم بفرستید ممنون از لطفتون

  137. ارغوان
    مه 30, 2012 در 12:32

    سلام .
    سر صبح خواب دیدم ماری چند نفر رو نیش زد .بدن همه ی کسانی رو که نیش زده بود مملو از چرک وعفونت شد وبا درد مردند. مار به سمت من و دوستانم میومد .درحالیکه مطمین بودم منن رو نیش نخواهد زد یک آن جهشی زد و من رو نیش زد . از درد به خودم می پیچیدم وناله می کردم. همه اطرافم گریه می کردند که دارم می میرم. ولی بعد دردم خوب شد و هیچ اثری از عفونت رو بدنم نبود. مادرم به سمتم اومد و یه دستبند طلا به همراه انگشتری با نگین قرمز درخشنده بهم هدیه داد. نمی دونم نگینش چه جنس سنگی بود.ولی خیلی جلا و درخشندگی داشت.ممنون میشم اگر تعبیرش را برام میل کنید.

  138. فروغ
    ژوئن 17, 2012 در 19:39

    سلام من خواب ديدم ماري به رنگ قهوه اي پررنگ به دور پا م (قسمت ساق پا) حلقه زده و آروم سرش گذاشته منم اصلا نمي ترسم بعد رفتم خونه خا لم تا منو ديد وحشت كردو گفت واي ماروسريع اومدو مارو از پام جدا كردو پوستشو كند. مار هم همونجوري پوست كنده خزيد و رفت….. ممنون ميشم تعبيرش و برام ميل كنيد مرسي.

  139. اریحا
    ژوئن 27, 2012 در 09:15

    خواب دیدم که من و مامنم و خواهرم توی خونه خودمون نشسته بودیم که من سر یه مارو تو بینی مامانم دیدم بهش گفتم واز بینی مامانم بیرون اومد و مامانم گرفتش و نگذاشت که بهش آسیبی برسونه ، ممنون میشم تعبیرشو به ایمیلم بزنید .

  140. مینا
    ژوئیه 16, 2012 در 12:51

    سلام من چند وقت پیش خواب دیدم یه ماخیلی درازی دور دست چپم وبیشتر بازوم چسبیده ومن همین جور جیغ میزنم ومیدوم ولی نمی تونم از خودم جداش کنم تا مانتویی که تنم میکنم مار میوفته ولی تابرم کسی رو خبر کنم به سرعت میره سمت پسر 2 ساله من و دور گردنش حلقه میکنه که من اینقد جیغ میزنم که از خواب میپرم وقتی از خواب بلند شدم دیدم وقت نماز صبح نمازمو خوندم کمی اروم گرفتم اما الان حدود یه 10 روزی ازین قضیه گذشته بازم دیشب خواب یه مار بسیار گنده نمیدونم اسمش فکر کنم اواکادو باشه ازون بزرگا که ادمو درسته میبلعه رنگشم سبز وسیاه بود علی پسرمو حلقه کرده بود و داشت سمت دهنش میبرد که من فریاد زدم از خدا کمک خواستم گفتم خدایا به بزرگیت قسم پسرمو ازم نگیر بهم ببخشش سر به سجده گذاشتم واز مولا علی کمک گرفتم که دیدم مار با پسرم مشغول بازیه از خواب پریدم بازم وقت نماز صبح بود ساعت 5 صبح صدقه گذاشتم کنار نماز خوندم ولی هنوز ترس خواب تو وجودمه میشه برام تعبییرکنید خیلی ممنون میشم
    مینا 25 ساله

  141. اوت 9, 2012 در 13:46

    سلام
    من بعد از سحر خواب دیدم
    البته خوابم کمی در هم بود
    خواب دیدم مار بزرگ زرد رنگی که مال دوستمه الان یادم نیس کدوم دوستم بود داره با شوخی بهم حمله میکنه منم جاخالی میدم بعد ماره شبیه یه مردی میشه که من اصلا ندیدمش
    بعد دوباره همون حالت زرد رنگ میشه بعد اون مرده انگار شعبده بازه مار رو محو میکنه میذاره تو آستینش.
    میریم سوار آسانسورمیشیم اونجا یه بچه گربه ی مشکی بود ولی کاری نداشت بعد وارد یه رستوران شدم که چند نفر از فامیلا اونجا بودن
    تو خواب همش این مار رو به یه سریال ربط میدادم.

  142. محمد
    اوت 13, 2012 در 15:58

    سلام خواب دیدم که مارهای کشتم و همه فرار کردن اما کسی قرآن خواند باز هم مار ها آمدن و من باز هم کشتم در کشتن ترس درون بود..

  143. سامیه
    سپتامبر 16, 2012 در 13:11

    سلام من خواب دیدم که وسط در خونه دوران کودکیم ایستادم و تنها چیزی که یادم میاد اینه که مارهای ریز و درشت زیادی اطرافم گرفتند که یادم نیست خودم یا با کمک بقیه همه مارارو تند تند جمع میکردم و میریختم توی گونیهیای متعدد و در کیسه هارو هم دوخت میزدم بعد تام کیسه ها رو بار یک وانت کردم مارا تو کیسه میلولیدن و از روی یکی از کیسه های روی وانت سه تا مار خودشونو انداختند پایین که دو تاشون کوچیکتر بودن و اون یکی سایز متوسطد داشت و من هر مارو با پام سه تیکه کردم ولی نمیمردند دوباره شر هم میشدند و منم مدام کارم تکرار میکردم تا این که فکر میکنم مارا محو شدن بعد یه نفر که نمی دیدمش تو خواب بم گفت اگه مامورا خونای مارو ببینند دستگیرت میکنند زود تمیزشون کن و من هر چقد آب میریختم خونا شسته نمیشد لطفا کمکم کنید این خواب فراموش کرده بودم تا این که برادرم چند روز پیش زنگ زد و گفت یک مار تو خونشون رفته و هنوزم آتشنشانا نتونستند بگیرنش نگرانم

    با تشکر از سایتخوبتون سامیه

  144. رضا درویشوند
    سپتامبر 23, 2012 در 22:40

    سلام با تشکر از شما بنده چند وقت پیش خواب دیدیم که دو مار در روبری من ایستاده اند و یکی از مار ها مار دیگری را خورد .
    ممنون میشم اگه تعبیرشو واسم بفرستید تا دیر نشده

  145. محمد
    نوامبر 3, 2012 در 10:45

    با سلام
    من 2 روزه که خواب مار می یبنم
    اول یک ماری بود بسیار بزرگ و کلفت و با سری شبیه اژدهای کمبو که بسیارم
    فرز بود تو باقچه که رفت بالا پشت بوم
    فرداش خواب دیدم که یک مار بزرگو گرفتیم و از دیوار پرتش کریم تو کوچه

  146. MR.B
    نوامبر 30, 2012 در 22:00

    با سلام
    من خواب مار دیدم به این صورت که
    در (تغریبا سبیح پادگان محل خدمتم) روبرویم زمینی بود از بوته های طیاد شبیح خار و خاشاک که به وضوح معلوم بود که مارهای زیاد کوچکی در انجا هست ولی ناگهان ماری بزرگ توجهم را به خود جلب کرد که ÷شت او به من بود و پوستش شبیح مارهای پیتون بود . من به سرعت برای گرفتن ان دویدم و وارد ان محوطه شدم ولی مارهای کوچک پایم رابسیار گزیدن و من نتوانستم مار بزرگ را پیدا کنم به صورتی که در خواب کاملا پام بی حس شده بود ولی کاملا متوجه اوضاع بودم و به دنبال در مان ان

  147. amir
    فوریه 1, 2013 در 19:03

    سلام خواب دیدم از یه جوی خیلی باریک کنار یه مزرعه ذرت که اب نداشت و خیس بود با بیل دنبال کرم خاکی میگردم اول چیزی ندیدم بعد متوجه شدم تو خاکهایی که کندم و مثل گل مرطوب و قالبی در اومده پر کرمه و اونها رو جمع میکردم میریختم تو سطل درست کنار مزرعه چند تا مار کبری قطور سیاه رنگ وخیلی چاق و زشت بود با احتیاط از کنارشون رد شدم به یکی که با هام بود و چهرش یادم نمیاد تو فاصله هفت الی هشت متری نشستیم و نشونش دادم پهنای سر مارها رو به ویژه یکیشونو و گفتم ببین کبری هست یه صحنه هم یادم میاد که یکی از مارها شکمشو با زبونش لیس زد زبونش مثل ادم بود واونجا نگران این بودم که برم کنار رودخونه ماهیگیری بیان و بخوان کرمها رو بخورن منو نیش نزنن و تصویری هم تو خواب به ذهنم میومد که با ولع کرمها رو یه کبری سیاه و فربه داره میخوره و منم از ترس تکون نمیخوردم تا متوجه حرکتم نشه و یه صحنه که یه کرم نیم متری پیدا کردم تعجب میکردیم از بزرگیش یه ماشین از روش رد شد کرم بلند تر شد وای انتهاش مثل انگشتای دست پنج شاخه شده بود —یه خواب دیگه هم دیدم نمیدونم دنباله این خواب بود یا نه
    خواب دیدم کت و شلوارمو در اوردم دادم به یکی که کنار خیابون بود و با یه شلوارک زرد گل دار که دارم به حال ورزش دویدم رسیدم به یه عابر بانک دیدم کارتهای بانکیم نیست و فقط ریموت دزدگیر ماشین تو جیبمه برگشتم لباسامو پیدا نکردم صحنه بعد در یه خونه از یه دختر فامیل بوسه گرفتم که سرنوشتی شبیه منه و به محبت و کمی با اکرا خودشو رو شونه هام انداخت بعد تو یه پیاده رو ساحلی میدویدم چند تا سگ که با هم فاصله کمی داشتن منو نگاه میکردن یه زن و مرد هم بودن با انرژی میدویدم به یه سراه رسیدم یه اژدها از اسمان اومد بالای سرم منو میخواست از امتداد ساحل به راه پشت سرم برانه من مقاومت میکردم نگاه کردم دیدم یه راه تاریک و ظلماته همه سعی این بود به راه اصلی ادامه بدم و فکر کنم تونستم و او اژدها با هام حرف میزد همین قدر یادمه طولانی شد … میشه بگید تعبیرش چیه؟

  148. maryam
    فوریه 15, 2013 در 22:23

    سلام اگر یک خروس آنقدر به یک مار نوک بزند که باعث مردن مار شود چه تعبیری دارد؟ ممنون

  149. Hanie
    مارس 14, 2013 در 10:24

    سلام خسته نباشید من دیشب خواب دیدم که یه سری دونه تو خالی در قسمت ساق پام و ساعد دستم به وجود اومده بعد مدام به مامانم میگفتم مامان اینا توش کرم داره مامانم میگفت نه … رفتم دکتر و یهو تا به خودم اومدم دیدم دکتر با یه دستگاه کوچیک مثل دستگاه سوراخ کردنِ گوش داره دونه دونه سوزن های کوچیک میکنه تو سوراخای دستم و بعد بلافاصله از توشون کرم کوچیک سیاه میریزه بیرون … توی خواب خیلی ناراحت بودم و روم نمیشد به کسی بگم از بدنم کرم میاد … لطفا تعبیرش رو برام ایمیل بفرمایید ممنون

  150. kayvan
    مه 27, 2013 در 00:48

    با سلام
    خواب دیدم چند مار خاکستری در حیاط خانه هستند من و داداشم برای گرفتن آنها رفتیم که مار ها به حیاط همسایه فرار کردند . من به داداشم گفتم همسایه گناه دارد و برویم به آنها خبر بدهم که نه آنها آسیبی نزنند ، بعد از اینکه به حیاط همسایه رفتیم مارها آنجا بودند ، ناگهان دائی من آمد و یکی از مارها را گرفت و به بالای پشت با م پرت کرد که مار فرار کرد .ان طرف من یک مار را دیدم که کنار دیوار چمبره زده به طرف ان رفته و نزدیک شدم ناگهان مارخودش را به طرف من پرتاب کرد وآلت تناسلی من را گاز گرفت ، من با دو دست مشغول باز کردن دهان مار شدم که ناگهان از خواب بیدار شدم(هنوز دهان را کامل باز نکرده بودم که بیدار شدم ) .

  151. mohammad firoozy
    اوت 6, 2013 در 07:13

    در خواب دیدم که مار بزرگ کبرا در یک جایی بو و آنرا نگاه میکردم ولی چند نفر آمدن و آنرا کشتن البته من خیلی از این کار آنها ناراحت شدم
    خواهشا زود تر اگر جوابی بدین ممنون میشم

  152. کیانا
    مارس 12, 2014 در 11:27

    سلام
    من خواب دیدم که توی خونه ی خودمون بودم و یک مار که رنگش رو یادم نیس مچ پام رو گاز گرفته بود و پدرم که پیشم نشسته بود هرچی بهش میگفتم کاری بکن میگفت از دست من کاری بر نمیاد!! و بی تفاوت به من مشغول کار خودش میشد
    قبلا هم خواب دیدم که توی دستشویی یک جای عمومی هستم که کلی مار سیاه اونجا بود و از دیوار و درهای دستشوی تند تند بالا پایین میرفتن و تکون
    میخوردن
    راستی تو خواب اول از شدت درد مچ پام از خواب بیدار شدم

  153. محمد
    آوریل 16, 2014 در 07:31

    با سلام من در خواب دیدم با همسر برادرم زنم می خواهم نزدیکی کنم ولی آلتم کنده شده و در دست اوست و او با آلت کنده در حال خود ارضایی است لطفا» بگویید تعبیرش چیست

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 200 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: